ميرزا حسن حسينى فسايى
203
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
به لقب رضا خواندند « 1 » يعنى رضا از آل محمد صلوات اللّه عليهم . در سال 202 : عبد اللّه مأمون ، ام حبيب دختر خود را در عقد ازدواج حضرت رضا - سلام اللّه عليه و ام الفضل دختر ديگر خود را در زوجيت حضرت جواد محمد تقى بن رضا سلام اللّه - عليهما درآورد « 2 » . در اواخر ماه صفر سال 203 : از شهر طوس [ على بن موسى الرضا ( ع ) ] به روضهء رضوان خراميد « 3 » . اين ، تاريخ رحلت آن حضرت در كامل ابن اثير است و در كتاب ابن خلكان نوشته است : ابو الحسن على الرضا ( ع ) در سال 153 در مدينه متولد شده و در اوائل صفر سال 202 رحلت فرموده است و شيخ ميثم بحرينى عمر آن حضرت را پنجاه و پنج گفته است . اللّه اعلم . در سال 205 « 4 » : محمد بن ادريس شافعى ( رض ) كه ركنى از مذهب اهل سنت و جماعت است وفات يافت و عمرش پنجاه و پنج سال بود . در اواخر رجب سال 218 : عبد اللّه مأمون خليفه عباسى وفات يافت [ ا ] و در سال 170 متولد شده بود و در بيشتر اوقات با علما و حكماء و فقهاء و اهل تفسير و علوم رياضى ، مصاحبت داشتى و در اواخر زندگانى بر بيشتر از اهل علم فائق بودى و رغبتى تمام در حكمت و كلام و علوم رياضى داشت و در ايام او بسيارى از كتب يونانى به عربى نقل شد و خود ممارست در آنها داشت چنان كه شكل پنجم از مقالهء اول كتاب اقليدس به نام او شهرت يافته ، شكل مأمونيش گويند « 5 » . در كتاب تفسير مجمع البيان در ذيل سورهء مباركهء يس در آيه وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ « 6 » نوشته است كه حضرت رضا سلام اللّه عليه در شهر مرو در مجلس مأمون فرمودند در مدينه طيبه
--> ( 1 ) . ر ك : كامل ، ابن اثير ، ج 5 ، ص 183 ، چاپ بيروت . لقب آن حضرت ( الرضا من آل محمد ) بود . در متن « ملقب رضا » ( 2 ) . مامون در همين سال خود با بوران دختر حسن بن سهل ازدواج كرد و عروسى پرشكوهى برگزار كرد . ( ر ك : تاريخ گزيده ، ص 313 ) . و يك دختر خود ام حبيب را به زوجيت على بن موسى الرضا و دختر ديگرش ام الفضل را به همسرى محمد بن على بن موسى الرضا داد و بدين ترتيب پدر و پسر دو دختر مامون را به زنى داشتند . ر ك : كامل ، ابن اثير ، ج 5 ، ص 193 ، چاپ بيروت . مستوفى نام همسر حضرت رضا و دختر مامون را ( زينب ) مىنويسد . ر ك : تاريخ گزيده ، ص 312 . ( 3 ) . كامل ، سبب وفات آن حضرت را افراط در خوردن انگور مىداند كه منجر به مرگ مفاجا شد . ( ر ك : كامل ، ج 5 ، ص 193 ) . اما حمد اللّه مستوفى مىنويسد ( شيعه گويند به فرمان مامون در انگور زهرش دادند و بدان درگذشت ) مستوفى تاريخ وفات آن حضرت را روز شنبه هفتم شوال سال 203 مىنويسد . ( ر ك : تاريخ گزيده ، ص 205 ) همو درباره تاريخ تولد آن حضرت مىنويسد كه : در روز سهشنبه يازدهم ذى قعده سال 151 در مدينه متولد شد . اما مؤلف فارسنامه ، تاريخ فوت آن حضرت را از كامل ابن اثير گرفته است . ( ر ك : ج 5 ، ص 193 ) . ( 4 ) . سال دويست و پنج غلط و سال 204 درست است . ( ر ك : كامل ، ج 5 ، ص 196 ) . ابن اثير سال تولد او را 150 مىنويسد . ( 5 ) . ابن اثير مىنويسد : كه مامون در دوازده شب مانده از ماه رجب درگذشت و مدت خلافت او بيست سال و پنج ماه و بيست و سه روز بود . ( كامل ، ج 5 ، ص 227 ) اما مستوفى مدت خلافت او را بيست سال و هفت ماه مىداند . ( تاريخ - گزيده ، ص 315 ) و سبب مرگ او را آنكه : انجير تازه آرزو كرده بود . . . بسيار بخورد و رنجور گشت و درگذشت . و به روايتى گويند برادرش معتصم او را مسموم كرد . ( 6 ) . لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ : آيه 40 ، سورهء يس ، معنى آيه چنين است : ( نه ( از گردش منظم عالم ) خورشيد را شايد كه به ماه فرا رسد و نه شب به روز سبقت گيرد و هر يك بر مدار معينى شناورند ) .