ميرزا حسن حسينى فسايى
163
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سپاهى و شهرى همه شد يكى * نبردند نام قباد اندكى برفتند يكسر به ايوان شاه * ز بدگوى پردرد و فريادخواه كسى را كه بر شاه بدگوى بود * بدانديش او و بلاجوى بود بكشتند و بردند ز ايوانكشان * ز جاماسب جستند چندى نشان ورا برگزيدند و بنشاندند * به شاهى بر او آفرين خواندند به آهن ببستند پاى قباد * ز فر و نژادش نكردند ياد « 1 » ثعالبى نيز به انتقامجوئى ياران و دوستداران سوفرا از قباد اشاره دارد و مىنويسد : « اعيان افسران از كشتن سوفرا و بيگناهى او و عمليات برجستهاى كه كرده بود قباد را تقبيح كردند و بر مسببين قتل او تاخته و همه را كشتند و چون از قباد و عمليات زشتش ترس و وحشت داشتند او را خلع كرده دستش را از سلطنت كوتاه و برادرش جاماسب را به پادشاهى اختيار كردند . » « 2 » بنابر شاهنامه و غرر ثعالبى و اخبار الطوال و تاريخ بلعمى پس از دستگيرى قباد او را به دست پسر سوفرا كه « زرمهر » نام داشت سپردند تا هرسان كه خواهد با وى رفتار كند . « 3 » اگرچه در بعضى متون « زرمهر » و « سوفرا » را يكى دانسته و « زرمهر » را نام « سوفرا » نوشتهاند « 4 » و كسانى چون ثعالبى از او سخن نگفتهاند اما فردوسى « زرمهر » را پسر سوفرا مىخواند و اين قول هماهنگ است با آنچه دينورى در اخبار الطوال و بلعمى در تاريخ خود نوشتهاند . « 5 » فردوسى داستان اين پارسىزاده بزرگوار را چنين بازمىگويد : يكى پور بد سوفرا را گزين * خردمند و پاكيزه و بآفرين جوانى بىآزار و زرمهر نام * كه از مهر او بد پدر شادكام سپردند بسته به دو شاه را * بدانگونه بدراى بدخواه را كه آن مهربان كينه سوفراى * بخواهد به درد جهان كدخداى بىآزار زرمهر يزدانپرست * نسودى ببد با جهاندار دست پرستش همى كرد پيش قباد * وز آن بد نكرد ايچ بر شاه ياد جهاندار زو ماند اندر شگفت * ز كردار او مردمى برگرفت « 6 » بنابر شاهنامه « زرمهر » با « قباد » به مهربانى و نيكى رفتار كرد و با او پيمان بست و سوگند خورد و قباد او را به رازدارى خود برگزيد و تاج و تخت خود را مديون او دانست ، چو بشنيد زرمهر پاكيزهراى * سبك بند را برگشادش ز پاى « 7 » و با پنج تن از ياران قباد ؛ شب تيره از شهر بيرون شدند * ز ديدار دشمن به هامون شدند
--> ( 1 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 36 ، بيت 121 ، مسكو ، 1970 . ( 2 ) . ثعالبى ، شاهنامه ثعالبى ، ترجمه هدايت ، ص 283 ، تهران ، 1328 . ( 3 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 36 ، بيت 125 ، چاپ مسكو ، 1970 . ( 4 ) . كريستن سن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمه رشيد ياسمى ، ص 317 ، تهران ، 1345 ، چاپ سوم . ( 5 ) . دينورى ، ابو حنيفه ، اخبار الطوال ، ترجمه صادق نشات ، ص 69 ، چاپ تهران ، 1346 و تاريخ بلعمى ، ص 140 ، چاپ مسكو . ( 6 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 36 ، بيت 130 ، مسكو ، 1970 . ( 7 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 38 ، بيت 142 ، مسكو ، 1970 .