ميرزا حسن حسينى فسايى
164
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سوى شاه هيتال كردند روى * ز انديشگان خسته و راهجوى « 1 » و « زرمهر » تا رسيدن « قباد » به پادشاهى با او بود . اگرچه فردوسى ديگر جز از بزرگوارى وى در سلطنت هرمز سخن نرانده است « 2 » و ليكن دليل رهانيدن « قباد » را سزاوار نبودن ديگر برادرانش براى شاهى مىداند : نگه كرد زرمهر هر كس را نديد * كه با تاج بر تخت شاهى سزيد چو بر شاه افگند زرمهر مهر * بر او آفرين خواند گردان سپهر از او بند برداشت تا كار خويش * بجويد كند تيز بازار خويش « 3 » دينورى « زرمهر » را يكى از پنج معتمدان قباد مىشناسد كه همچنانكه در شاهنامه نيز آمده است دختر دهقانى را در اهواز براى قباد خواستگارى مىكند « 4 » اما بلعمى به نكتهاى اشاره مىكند كه ناشى از بدبينى شديد ايرانيان نسبت به قباد است او مىنويسد : « گويند ( قباد ) زرمهر را نيز بكشت و ليكن نه درست است » « 5 » در دوره پادشاهى هرمز پسر انوشيروان نيز دلاورى ديگر از شيراز برخاست بنام « سام اسفنديار » كه از فارس سپاه برگرفت و به يارى خسروپرويز به آذربايجان رفت . « 6 » بندارى ، سام بن - اسفنديار را فرمانرواى شيراز مىداند . « 7 » گور : همچنانكه قبلا اشاره شد همان خوره اردشير است و ما تنها بذكر نكتهاى كه بلعمى درباره اين شهر آورده است اكتفا مىكنيم : « و اين جور شهرى است كه در فارس خرمتر از آن نيست با اسپرغمها و ميوه و درختها و آبهاى روان و اين گلاب پارسى از جور آورند و اردشير را مراد بود كه نشست خويش به جور كند و گروهى گويند كه آنجا شهر نبود و اين شهر جور را اردشير بنا كرد و خويشتن را كوشكى و حصارى و آتشكدهاى بساخت . » « 8 » اما در ترجمه كارنامه اردشير بابكان در توضيح اين نكته كه « اردشير . . . خواسته و زر و سيم . . . به گوار گسيل كرد . . . » « 9 » آمده است كه : « فردوسى بجاى « گوار » ، خره اردشير - اردشير خوره آورده است و گوار Guwar يا كوار بنابر فارسنامه ابن بلخى شهركى است از كوره اردشير » « 10 » منصور رستگار فسائى
--> ( 1 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 38 ، بيت 145 ، مسكو ، 1970 . ( 2 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 414 ، بيت 1638 ، مسكو ، 1970 . ( 3 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 414 ، بيت 1640 ، مسكو ، 1970 . ( 4 ) . دينورى ، ابو حنيفه ، اخبار الطوال ، ص 69 و 70 ، به تصحيح نشات ، تهران ، 1346 ، و ر ك شاهنامه جلد هشتم ، ص 38 . ( 5 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به كوشش مشكور ، ص 143 ، تهران . ( 6 ) . فردوسى ، شاهنامه ، جلد هشتم ، ص 422 ، بيت 1743 ، چاپ مسكو ، 1970 . ( 7 ) . بندارى ، الشاهنامه ، جلد دوم ، ص 195 ، تهران ، 1970 ، چاپ اسدى . ( 8 ) . بلعمى ، ترجمه تاريخ طبرى ، به اهتمام دكتر مشكور ، ص 84 . ( 9 ) . فرهوشى ( مصحح ) ، كارنامه اردشير بابكان ، ص 87 ، و حاشيه 2 همان صفحه ، تهران ، 1354 ، انتشارات دانشگاه تهران . ( 10 ) . ابن بلخى ، فارسنامه ، به كوشش لسترانج و نيكلسن ، ص 134 ، كمبريج ، 1921 .