أحمد بن حامد كرمانى
77
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
فصل ، اوّل شمّهء از ذكر بزرگى منصب و رفعت محل و شرف عنصر اين پادشاه در بيت ملك و قدم خاندان گفته آيد و شرح خلال جلال او داده پس بديگر معانى اشتغال افتد . نسب شريف و حسب منيف او در پادشاهى و لشكركشى از آفتاب زاهر « 1 » ترست و فرط قدرت و كمال بسطت او در سرورى و جهاندارى از آسمان باهرتر كابرا عن كابر و خلفا عن سلف پادشاه و پادشاهزاده ، شرف تتابع كابرا عن كابر * كالرّمح انبوبا على انبوب « 2 » آباء و اجداد و اعمام او در ميان قبايل خويش ملوك مطاع بوده و در حدود مشرق و ولايت ماوراء النهر و خراسان فرمان داده ، اساد ملحمة فإن سكن الوغى * كانوا بدور اسرّة و منابر « 3 » و آن پادشاه از عهد صبى تا اين غايت كه شاخ شباب تازه و سيرابست بر بيست هزار مرد ملك بوده و احكام سلطنت رانده و جملهء حشم پيش تختش دست خدمت بر كمر طاعت نهاده و حلقهء اذعان در گوش استطاعت كشيده . شعر ، قاد الجياد به خمس عشرة حجة * ولداته اذ ذاك فى الأشغال قعدت بهم همّاتهم و سمت به * همم الملوك و سورة الأبطال « 4 » بوده ميان خيل « 5 » و حشم سرور و امير * در كام او هنوز ز پستان دايه شير در مجلسش ز زحمت خدامهاى و هوى * بر درگهش ز نعرهء ابطال دار و گير پس « 6 » حق تعالى ذات بزرگوار او « 7 » مجمع محاسن و مفاخر و منبع مناقب « 8 » و ماثر ساختست و از خلال سلاطين و خصال ملوك هر خلقى كه لطيفترست
--> ( 1 ) - چ : ظاهر . ( 2 ) - از قصيدهء بحتري است در مدح ابو الفضل نوبختى ( ديوان بحترى ص 177 ) . ( 3 ) - از قصيدهء بحترى است در مدح محمد بن عبد اللّه بن طاهر ( ديوان بحترى ص 652 ) . الملحمة الموقعة العظيمة القتل فى الفتنة . يقال « وقعت بينهم ملحمة » و اصلها موضع التحام الحرب [ حربگاه ] اقرب الموارد . ( 4 ) - اين دو بيت از قصيدهايست كه كميت در مدح مخلد بن يزيد بن المهلب گفته بمطلع : هلّا سألت معالم الأطلال * و الرّسم بعد تقادم الأحوال ( شرح تاريخ عتبى ج 1 ص 36 ) . ( 5 ) - مراد از خيل سواران است . ( 6 ) - چ : ( پس ) ندارد . ( 7 ) - چ : او را . ( 8 ) - هنرها ( مقدمة الادب زمخشري ) .