أحمد بن حامد كرمانى
63
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
لا شك با اين قصور حالت و فتور آلت آنچه من خواهم خاطر مسامحت نكند و آنچه او دهد من ارتضاء نكنم . اميد بفضل حق تعالى و فرّ دولت ملك چنان است كه بعد از بذل مجهود در اقامت بندگى خجل نشود ان شاء اللّه تعالى . و اين مجموع بر پنج قسم قرار داده « 1 » شد . قسم اول « 2 » ، در ذكر آخر دولت آل سلجوق و ايام فترت كرمان . قسم دوم ، در ورود رايات منصورهء ملكى بكرمان و گرفتن ملك و يافتن ظفر و شرح فضايل ذات بزرگوار . قسم سوم ، در تحريض بر عدل و شرح اخلاق ملوك و ذكر ممالك كرمان و خصايص بلاد او و ياد كردن بعضى از تاريخ آن . قسم چهارم ، در ثناء صاحب قوام الدين و ذكر محاسن ذات و شرح بزرگى خاندان و مآثر اسلاف وى . قسم پنجم ، در شرح احوال محرر اين سطور و تقلب او در اوحال « 3 » احوال . نام اين مجموع عقد العلى للموقف الاعلى نهاده شد . توّقع است كه اهل معرفت و ارباب درايت درين سواد به عين رضا تأمل فرمايند و دامن تجاوز بر عثرات قلم و هفوات خاطر او پوشانند و من ستر على اخيه ستره اللّه تعالى فى الدّنيا و فى الاخرة . و از حقّ تعالى در اتمام اين غرض توفيق خواسته مىآيد انّه العنّان و المتطوّل به .
--> ( 1 ) - ق : نهاده شد . ( 2 ) - ق ، م : قسم الاول ، قسم الثانى . . . ( 3 ) - چ ، ق ، م ، ن : اوجال اخوان ؟ آقاى ميرزا محمود خان عرفان در نسخه خطى كه متعلق بيكى از دوستان اصفهانى ايشان است اين عبارت را ارحال اخوان ديدهاند كه آن هم به نظر بيمعنى ميآيد و اصح بايد همان اوحال احوال كه فقط در نسخه آقاى مجدزادهء نائينى است و ما آن را نسخهء اساس قرار دادهايم باشد . « گويا مؤلف ( بفرض صحت نسخه ) تقلب را بمعنى اصل عربى آن يعنى بر خود پيچيدن و بدور خود غلتيدن مثل مار و از اين پهلو بان پهلو گرديدن و نحو ذلك استعمال كرده است . پس تقلب او در اوحال احوال بمعنى غلتيدن و دست و پا زدن او در گل و لاى احوال است يعنى در وقايع نامطبوع مكروه بر طبع كه انسان بدون اختيار در آن فرو ميرود و بيرون آمدن از آن براى او متعذر و متعسر است مانند فرورفتگى در لجن و لاي . علاوهبراين تشبيه شايد يك صناعت لفظى يعنى جناس قلب بين احوال و اوحال هم ملحوظ مؤلف بوده است » ( از افادات آقاى قزوينى - باختصار ) .