أحمد بن حامد كرمانى
61
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
دوم « 1 » آنكه اهل خبرت را در مطاوى اين سواد فنون عبرت است ، سوّم آنكه شكر انقضاء دور محنت و اقبال موسم راحت در ايراد اين كلمات و ابناء اين بنا حاصل است ، چهارم آنكه ذكر پادشاهى كه از حسن نظر و شمول رأفت و كمال معدلت او كرمان كه در خرابى سبا را دورخ « 2 » مىنهاد امروز در نزاهت فردوس را سه ضربه ميدهد مهمل داشتن و روز اين دولت نامورّخ گذاشتن محض كفران نعمت باشد و بىخبرى از نيك و بد مجارى تقدير . شعر ، و قد وجدت مكان القول ذاسعة * فإن وجدت لسانا قائلا فقل « 3 » امتى كه اند سال است تا در هموم محن و سموم فتن سوختهاند اين ساعت بيمن معدلت و نظر مكرمت آن پادشاه رخاء « 4 » رخا و نسيم نعيم برايشان ميوزد . شعر ، ما ضيّع اللّه في به دو و لا حضر * رعيّة انت بالأحسان راعيها و امّة كان قبح الجور يسخطها * دهرا فأصبح حسن العدل يرضيها « 5 » پنجم آنكه چون خواستم به خدمت ملك دينار مستسعد شوم و بتقبيل بساط اشرف مشرف چنان كه قاعدهء بندگان باشد كه به خدمت درگاه ملوك شوند تحف لايق و طرف موافق نداشتم كه كربت غربت و مفارقت وطن با كثرت عيال و تقلب احوال با من هيچ نگذاشته بود پس بر سنّت متنبّى رفتم . شعر ، لا حيل عندك تهديها و لا مال * فليسعد النطق ان لم تسعد الحال « 6 » با خود گفتم كه تحفهء اهل علم دعاست و هديّهء ارباب نظم ثنا هيچ خدمتى
--> ( 1 ) - چ ، م : دويّم . ( 2 ) - در بازى شطرنج چون شاه ميان دو رخ واقع شود نشانه مات باشد . همچنين سه ضربه در نرد علامت غلبه است ، پس مقصود از دو رخ نهادن و سه ضربه دادن بالكنايه اظهار غلبه و فزونى است . خاقانى در تحفة العراقين در صفت قهستان گويد : خوزستان را دو رُخ نهاده * هندوستان را سه ضربه داده . ( 3 ) - اين بيت از قصيدهء متنبّى است در مدح سيف الدوله و بمطلع : اجاب دمعى و ما الداعى سوى طلل * دعا فلباه قبل الركب و الابل ( العرف الطيّب ج 2 ص 348 - 354 ) . ( 4 ) - رخاء بضم اول - نسيم . رخاء بفتح اول - فراوانى و رفاهيت . ( 5 ) - اين دو بيت از قصيدهء بحترى است در مدح متوكل عباسى . ديوان بحترى مصحح رشيد عطيه و چاپ بيروت ص 26 - 29 . هرجا در اين كتاب از ديوان بحتري ذكرى مىشود اشاره به همين چاپ است . ( 6 ) - مطلع قصيدهء متنّبى است در مدح ابو شجاع فاتك معروف بمجنون ( العرف الطيّب ج 2 ص 525 ) .