أحمد بن حامد كرمانى

17

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

افضل از ملك دينار توجه خاص يافته ، ولى ظاهرا چون اول كار ملك بوده است و هنوز دولتش قوامى نيافته و روز و شب در سفر و گيرودار تصرف نقاط كرمان بوده است ، و علاوه بر آن مرتبا از دربار يزد از افضل دعوت مىكرده‌اند ، افضل به فكر مسافرت به يزد مىافتد و ابتدا خود مىرود ، در يزد او را وادار مىكنند كه زن و فرزند خود را به يزد منتقل كند و خود گويد : « تا اتفاق افتاد و من بنده را دو نوبت به اجبار به حضرت يزد بردند . و اگرچه از آن حضرت در احترام من مبالغت مىنمودند و مارستان با مبالغ ارتفاع مسلم فرمودند ، مجاهدات و مكابدات مىرفت كه شرح آن متعذر است . . گفتند اى فلان . . اين ساعت رجوع تو به كرمان تصور ندارد ، عيال را نقل كن . . من بنده . . جماعتى عجايز را بيزد خواند ! چه شرح تواند داد كه در صميم دى ، آن عورات چه رنج كشيدند و چه بلائى ديدند ؟ در هامون چون مار به شكم رفته ، در كوه چون خار به ناخن برآمده ، آنجا رسيدند نه مرده و نه زنده ، مادرم مىگويد : هذا جزاء من لم يمت مع اخوانه . خاله مىگويد : ياران همه رفتند و من ار كس بدمى * از پيش برفتمى نه از پس بدمى مدتى در تعهد و مراعات اصلاح آن جايز گذشت . » « 1 » در همين وقت بوده كه در يزد ، افضل به درد چشمى سخت مبتلا مىشود و ظاهرا اشكالات و زحماتى ديگرى نيز در يزد براى او پيش مىآيد . مطلبى كه بايد در اينجا اضافه كنم اين است كه در نسخهء چاپى استاد عامرى ، سالى كه درد چشم افضل عارض شده ( مرداد سنهء سبعين و خمسمايه ) ثبت شده و اين ضبط اشتباه است ، به دليل آن‌كه اصولا ، همانطور كه در همين كتاب ص 97 ذكر شده ، افضل در سال 570 خراجى يعنى سال 577 ه - 1179 م ) از بردسير به كوبنان رفته و به قول خودش پنج سال يعنى تا سال 577 خراجى ( 584 ه - 1188 م ) در آنجا مانده و سپس از آنجا به يزد هجرت نموده . بنابراين درد چشم او كه در يزد حادث شده در 570 خراجى نمىتواند باشد و اصولا توقف او در يزد بعد از اين سال بوده است . اين نكته از روايت ديگر افضل در تاريخ سلاجقهء كرمان نيز آشكار مىشود و آن موقعى است كه در فضيلت مؤيد الدين ريحان يكى از رجال معروف سياست كرمان گفتگو مىكند و مقام او را در نظر اتابك سام در يزد بيان مىدارد ، او گويد :

--> ( 1 ) - عقد العلى نسخه خطى نگارنده ص 67 ، در عقد العلى چاپى بجاى خاربه ناخن برآمده ، مار به ناخن برآمده تكرار شده .