أحمد بن حامد كرمانى
18
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
« من در خدمت اتابك يزد بودم ، بعد از ده پانزده سال كه مؤيد الدين گذشته بود ، هيچ درس كلام اتابك سام از وظيفهء شكر مؤيد الدين خالى نبود » « 1 » ( اين ركن الدين سام در 590 درگذشته است ) . در تاريخ سلاجقه ، فوت مؤيد الدين ريحان در سال 578 هجرى ذكر شده و اگر حداقل قول مؤلف يعنى 10 سال را هم بگيريم بايستى افضل كرمانى در سالهاى آخر عمر اتابك يعنى 589 ه - 1193 م . به يزد رفته باشد ولى چنان كه خواهم گفت در اين مورد خود افضل نيز تسامح نموده و در حقيقت دورهء توقف او در يزد حدود 577 خراجى و 584 هجرى بوده است . مگر اينكه تصور كنيم ، افضل سفرى ديگر نيز در حدود 589 ( قبل از فوت اتابك سام ) به يزد كرده باشد . اين نكته را هم عرض كنم كه در نسخهء خطى عقد العلى متعلق به نگارنده ، اين جمله ذكر شده : « در ماه مرداد سنهء سبع و سبعين و خمسمايه [ - 584 ه 1188 م ] اين بنده را و جملهء جماعت سراى را رمدى صعب حاصل شد » . « 2 » و صحيح همين است و بنابراين بايستى توقف افضل در يزد در سال 584 باشد . افضل در آخر شعبان زن و فرزندان را برداشت و خيال عزيمت كرمان كرد . حكام يزد كه اطلاع يافتند خواستند از عزيمت او جلوگيرى كنند - خصوصا علاء الدوله پسر اتابك سام وعده و وعيد فراوان به مال داد - ولى افضل نپذيرفت و به بهانهء اين كه « اين عجايز را آبوهواى اين خطه موافق نمىافتد » گفت : اينها را به كرمان مىبرم و باز مىگردم ، و در آخر رمضان متوجه كرمان شد . ولى از طرف حكام دستور داده شد كه خود او را باز گردانند و قرار بر اين بود كه انشاء و سمت دبيرى درگاه پادشاه را به او بدهند . خواجه مجد الدين درينباره با افضل گفتگو كرد افضل نمىپذيرفت ، اما كار پيش نرفت ، ناچار توسل به يكى از زنان متنفذ كرمانى كرد كه در اتابك بىاندازه موثر و ذينفوذ بوده است و به قول افضل : « از روى همت و حوصله بر هزار مرد مقدم است و در حق من بنده عنايتى عجب داشت . . . قصهء حال با وى بگفتم ، در باب من شفاعت كرد و گفت : والدهاش در كوبنان رنجور است ، يك ماه او را رخصت بايد داد تا هم برفور باز سر خدمت آيد »
--> ( 1 ) - تاريخ سلاجقه كرمان ص 58 ( 2 ) - نسخهء خطى عقد العلى متعلق به نگارنده صفحهء 78