مؤلف مجهول
مقدمه 17
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )
به با : اين قليل سپاه من به سپاه او بر نمىآيد ( ص 386 ) . به در : اولاد سلطان حيدر به خانهء امير كيا مىباشند ( ص 35 ) . بر با : اين قلعه را به يك يورش بر خاك زمين برابر خواهند نمود ( ص 118 ) . بر در : به لباس درويشى برآمده ( ص 4 ) . در از : هر گاه علاء الدوله در ميان برداشته شود ( ص 212 ) . در بر : در روى سجادهء ارشاد نشست ( ص 21 ) . در به : احتمال دارد حال در استراباد رسيده باشد ( ص 325 ) . در مورد به كار بردن بعض از قيود به جاى بعض ديگر نيز نمونههائى ذكر مىشود : چنين چنان : چنين خنجرى بر پشت ميرزا زده ( ص 620 ) . همچنان آنچنان : همچنان تيرى بر پيشانى آن پلنگ نواخت ( ص 181 ) همچو آنچنان : همچو تيغى بر فرق او نواخت ( ص 451 ) . همچو همچنان : باز مروت نكرده همچو مىرفتند ( ص 261 ) . همچون همچنان : همچون برهنه دست به قبضهء شمشيرها كرده ( ص 358 ) . همچون همين : او گفت كه همچون كه ما رفته ( ص 371 ) . همچه همچو همچون : همچه باران مىباريدند ( 138 ) . در پايان اين مبحث اشاره به استعمال دو نوع « ى » در آخر بعض كلمات خالى از فايدتى نيست زيرا ظاهرا هيچ يك از اين دو « ى » در كتابهاى دستورى زبان فارسى طرح نشده و مورد بحث قرار نگرفته است . 1 - يائى كه به آخر بعض از اسامى زمان افزوده شده و افادهء معنى وقت و هنگام مىكند مانند : اما سلطان مراد . . . نصف شبى ديوار قلعه را سوراخ نموده . . . روز ديگر عصرى خبر رفتن سلطان مراد را . . . ( ص 104 ) . اما قيصر . . . صلاح خود را فرار ديده نصف شبى آنچه داشتند به جاى گذاشته . . . صبحى خبر فرار ايشان به علاء الدوله رسيد ( ص 251 ) . اين « ى » در آثار پيشينيان و معاصرين ديده مىشود : صبحى به اتفاق به خدمت ملك رفتيم ( احياء الملوك ص 279 ) . تا صبحى مير محمد صالح . . . كشتىبانان را پيدا نمود ( همان كتاب ص 281 ) . علامهء قزوينى در يادداشتهاى خود ( ج 3 ص 46 ) چنين گويد : من از ديشب تا امروز صبحى تمام فهرست كليله و دمنه را . . . گشتم . و در صفحهء 67 همان كتاب گويد : يك مرتبه صبحى در رختخواب مثل برق به من الهام شد .