مؤلف مجهول

مقدمه 16

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

كه . . . ( ص 108 ) ح - مفرد و جمع و جمع و مفرد : چون چشم . . . بر قلهء كوه صد مره افتاد كوهى ديد در رفعت و بلندى و احشام . . . در قلهء جبال رفته‌اند و . . . در قله‌هاى آن كوه . . . ( ص 176 ) . در اين عبارت يك جا قله مفرد و جبال جمع و بعد قله‌ها جمع و كوه مفرد است . خ - ماضى مطلق و ماضى نقلى : فرمود كه طبل جنگ به نوازش در آورده بودند ( 302 ) . د - ماضى مطلق و ماضى التزامى و ماضى نقلى : جاسوسان به اطراف فرستاده كه خبرى از آمدن لشكر اعدا بوده باشد ، به عرض رسانيده باشند ( ص 198 ) . ذ - ماضى بعيد و ماضى مطلق : چون نزديك شهر رسيده بودند و مردم آن سپاه را ديدند ( ص 333 ) . ر - ماضى بعيد و مضارع اخبارى : به يكى از قزلباش سپرده بود كه الوند خان جنگ - كنان رسيده و عمودى در دست و بر هر كه مىزند خرد مىسازد ( ص 604 ) . ز - مضارع اخبارى و ماضى نقلى : مردانگى مىنمودند كه به يك مرتبه از طرف بلخ گردى عظيم نمودار گرديده بود كه همه مردم مىگفتند كه . . . ( ص 303 ) . س - جمع ضمير جمع : ايشان‌ها ( 395 ) . ش - جمع اسم جمع : ذو القدران ( ص 559 ) . جماعت تركمانان ( ص 64 ) . ص - جمع جمع : اكابران . جوانب‌ها - اسنادها - تجاران . ( به ترتيب در صفحات 60 - 61 - 94 - 410 ) . ض - جمع به جاى مفرد : عجايب عجيب ( ص 152 و 362 ) ارواح روح ( ص 154 ) مراتب مرتبه ( ص 12 ) سباع سبع ( ص 165 و 166 ) . ط - جمع كلمات تازى با الف و نون : ذاكران ( ص 166 ) عربان ( ص 184 ) . در اين قسمت به آنچه ذكر شد بسنده كرده و در مورد به كار بردن بعض از حروف اضافه به جاى بعض ديگر نمونه‌هائى مىآورم : از با : از كارد سوراخ كرده ( ص 79 ) . از به : بعد از آن غافل از شهر آمده ( ص 46 ) . از در : از بالاى برج قلعه ايستاده ( ص 587 ) . با از : با دشمنان ايشان اطاعت كنيم ( ص 212 ) با به : با امراى نامدار نقل كرد ( ص 156 ) . به از : به صد فلاكت خود را به آب درنا گذرانيد ( ص 220 ) .