مؤلف مجهول

مقدمه 15

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

پادشاه مصر بشنو ( ص 234 ) و « ايلچى را روانه كرد ؛ ايلچى را در راه بگذار و از فرستادهء خان بشنو » ( ص 240 ) و « اما اين مطلب را عرض نكرديم كه چون . . . ( ص 515 ) . قسمت‌ها و يا صفحاتى را كه با عبارات منشيانه در اين كتاب ديده مىشود نبايد از نظر دور داشت و چنانچه اشاره شد اين قسمت‌ها را مؤلف از مآخذى كه در دست داشته نقل كرده ؛ منتها غالبا از دخل و تصرف وى مصون نمانده است . در اين باره مىتوان به متن بعض نامه‌هاى متبادل بين بزرگان و سلاطين اشاره كرد كه از آن جمله است : نامهء سلطان حسين بايقرا به شاه اسماعيل ( ص 143 ) . نامهء شاه اسماعيل به سلطان حسين بايقرا ( 147 ) . نامهء دورمش خان به امير خان تركمان و جواب نامهء وى ( 190 - 191 ) . نامهء محمد خان استجلو به محمد خان ذوالقدر ( ص 226 ) . نامهء شاه اسماعيل به شاهى بيگ خان ( ص 355 ) . نامهء شاه اسماعيل به سلطان بايزيد قيصر روم ( ص 501 ) . نامهء سلطان سليم به شاه اسماعيل و پاسخ نامهء وى ( ص 511 و 512 ) . عبارات مسجع و اصطلاحات شطرنجى و نجومى ( ص 486 ) و نظايرى از اين قبيل . * * * از سستى و نابهنجارى و تعقيد و ضعف تأليف بعضى جملات اين كتاب كه بگذريم ، عدم رعايت برخى نكات دستورى قابل ذكر است كه از آن جمله است عدم مطابقت فعل و فاعل و مفعول از نظر افراد و جمع و همچنين عدم تطابق زمان افعال در يك جمله و عبارت واحد ؛ و اينك نمونه‌هائى از آنها : الف - فعل جمع براى فاعل ذى روح مفرد : اين غلام سر باديه را نگاه مىداريم . ( ص 185 ) ب - فعل جمع براى مفعول ذى روح مفرد . كدخدايان شيراز به او پيغام كردند كه چرا ما را به قتل عام مىدهيد هر گاه تو با پادشاه ايران جنگ ناكرده فرار نموديد ما چگونه اين كار مىتوانيم كرد . ( ص 108 ) ت - فعل جمع و مفرد براى فاعل ذى روح مفرد : حسين بيگ‌لله خبر يافتند به خدمت شاهزاده عرض نمود . ( ص 40 ) ث - فعل جمع براى اسم جمع : مگذاريد كه سپاه ايشان از عقب خواهند رسيد . ( ص 45 ) ج - فعل مفرد براى اسم جمع : چون اين خبر به جماعت پرناك رسيد با خود گفت