مؤلف مجهول
85
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )
نواب اشرف پرسيد كه چه مىگويد ؟ دورمش خان آنچه [ او ] گفته بود عرض نمود . نواب كامياب به همان غلام فرمود كه آن شخص را حاضر كن . غلام آمده رئيس را برداشته داخل بارگاه گردانيد . چون از دور « 1 » به نظر كيميا اثر آمده به دورمش خان فرمود كه از آمدن اين مرد ما را سرورى روى نمود ؛ مىبايد مژدهء خبرى آورده باشد . پس رئيس پيش آمده دعا و ثنا و سجده به جاى آورده رقعه را به دست دورمش خان داده و چون مهر نواب بيگم را ديده به دست نواب اشرف داد . چون ملاحظه فرمودند ، از تولد شدن نواب شاه طهماسب ، نواب كامياب را بهجت بر بهجت افزوده نهايت خوشحالى و سرور آن شهريار بلند اقبال را روى نموده رئيس را مهربانى فرموده شفقت عظيم به رئيس مذكور « 2 » داشته يك دست خلعت سراپاى و يك رأس اسب مع زين و يراق مقرر فرمودند كه به او داده شود و آنچه املاك پادشاهى كه در آن قريه بود ، به سيورغال رئيس مقرر نموده رقم مبارك نوشته به او دادند و فرمودند كه اى رئيس ، ما تو را مرخص نموديم برويد به خانه و تدارك ببينيد كه ان شاء اللّه تعالى على الصباح مهمان شما خواهيم بود . و آن شهريار به قورچى مقرر نمود كه به قريهء مذكور رفته آن رئيس سنى را گرفته نگاه دار تا آمدن ما . و قورچى داخل قريهء رنان شده احوال رئيس پرسيده ، يكى گفت كه در فلانه باغ مىباشد و مردم همراه قورچى رفته او را گرفته به دست قورچى دادند . اما رئيس يوسف خلعت شاهانه پوشيده و بر اسب [ 57 ] شاهى سوار شده داخل ده گرديده و مردم ده گفتند كه ولى نعمت عجب شفقتى نسبت به رئيس كرده ! رئيس شفقتهاى نواب اشرف را به خدمت نواب بيگم تمامى را عرض نموده نواب بيگم را بسيار خوش آمده به دعاگوئى نواب گيتى ستان مشغول شد . و اما رئيس يوسف تهيه و تدارك مهمانى ديده و از قريهء رنان تا آتشگاه كه
--> ( 1 ) - اصل : چون نظر از دور . ( 2 ) - ظ : مبذول .