مؤلف مجهول

84

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )

عرض نمود كه كمينه قدرى وقوف دارم و علامت وضع حمل در بشرهء مبارك نواب بيگم ظاهر شده . فرمود كه بلى . و در آن ساعت به قدرت كاملهء [ الهى ] آفتاب جهانتاب اعلى حضرت شهريارى شاه طهماسب ، خلد اللّه ملكه ، قدم به عرصهء عالم گذاشته بوجود آمد ، و نواب بيگم را بر روى تخت آورده نواب ظل اللهى را نيز بر روى تخت گذاشته عالمى به سرور آمدند و نواب بيگم قدغن نمود كه كسى از اهل حرم اين خبر را بيرون نبرند كه تا روز شود . اما چون صبح شد و [ نواب بيگم ] اين همه [ 56 ] خدمت از صاحبخانه ديده بود ؛ عريضه‌اى در باب آمدن به قريهء رنان و فرار نمودن رئيس سنى و خدمت كردن رئيس يوسف و وضع حمل خود و تولد شدن حضرت ظل اللهى تمامى را نوشته سر آن را مهر نموده و دست مبارك حضرت ظل اللهى شاه طهماسب را زعفران ماليده به پارچهء سفيدى زده بعد از آن به والدهء رئيس فرمود كه پسر خود را بگو اين نوشته را برداشته خود را به اردوى معلى رسانيده به برادرم دورمش خان بدهد كه او به خدمت نواب اشرف عرض خواهد نمود . پس والدهء رئيس يوسف نوشته را برداشته بيرون آمده آنچه نواب بيگم فرموده بود به پسر خود گفت . رئيس يوسف روانهء اردوى گردون شكوه گرديد . اما نواب گيتى ستانى از رفتن حرم و سردى هوا و باريدن باران قدرى متألم شده بود و از الهام غيبى منتظر خبر بهجت اثر مولود عاقبت محمود بوده و انتظار مىكشيد و آن شب خبرى نرسيد . على الصباح نواب كامياب از دورمش خان احوال پرسيده عرض نمود كه تا حال خبرى نرسيده . اما رئيس يوسف اول به در خانهء دورمش خان آمده احوال پرسيده ، گفتند در خدمت نواب گيتى ستان است . به درگاه عرش اشتباه آمده يكى از غلامان را التماس نموده كه او را خبر كند ؛ غلام آمده دورمش خان را گفت شخصى در بيرون ايستاده شما را طلب مىكند .