مؤلف مجهول
76
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )
به كارسازى جنگ مشغول بودند . اما نواب گيتى ستان به شكر و سپاس ملك منان مشغول بوده مقرر فرمود كه هر كدام اسب زبونى داشتهاند ، اسب از طويلهء خاصه شفقت نمود و هر كه اسلحه نداشته از جباخانه عطا فرمود و هر يك را درخور احوال ، عنايتها مىكرد و آن شبى بود كه سر كينه جويان به بالين استراحت نمىرسيد . چون نير اعظم ، آفتاب عالم سر از دريچهء خرچنگ بيرون آورد ؛ سپاه روم زياده از حد و حصر [ 51 ] روى به ميدان نهادند و مصطفى پادشاه سردار ، در قلب سپاه قرار گرفت دست راست را به يعقوب پادشاه داد و دست چپ را به داود پادشا داده پنج تيپ ترتيب دادند . در تيپ اول قانيسا پادشا جاى گرفته . حاصل تيپها درست نموده در سر تيپ آخر سلطان مراد جاى گرفته و نواب خاقان سليمانشان فرمود كه توپخانه « 1 » در كار نيست . چون صفوف از جانبين آراسته شد ؛ نواب خاقانى فرمود كه ما را مىبايد يك مرتبه حركت كرد . پس چون چرخچى به حركت درآمده حضرت خاقانى فرمود كه مجموع سپاهى ، خود را زدند به آن سپاه بىايمان روم و دست به تيغ و سنان برده كه مصطفى پاشا سپاه را با ينكچرى آقاسى به ميدان فرستاد و مشركان از بيم جان به آتش بازى « 2 » درآمدند و نواب خاقانى سپر در سر گرفته خود را در آن آتش سوزان انداخته تا چرخچيان آتشبار را از ميان برداشته و به آبگيرى شمشير اطفاء آتش بازى « 3 » ايشان را بر طرف گردانيد « 4 » و روى بر تيپ دويم نهاده جنگى در نهايت صعوبت روى داد . نواب خاقانى با دلاوران جوشنپوش به جوش و خروش درآمده با تيغ و سپر روى بر قلب گاه تيپ نهاده و رومى سپاه ، تاب صدمهء آن شير شكاران نياورده پاى به عقب نهادند و دلاوران قزلباش به ضرب تيغ خونآشام ، ايشان را از ميدان جنگ
--> ( 1 ) - اصل : توپخانه را در . ( 2 ) - ظ : آتشبارى . ( 3 ) - ظ : آتشبارى . ( 4 ) - ظ : كلمهء « اطفا » و يا « بر طرف » درين جمله زايد است .