مؤلف مجهول
77
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى )
بدر كرده و روى بر تيپ سيوم نهادند و آن تيپ ينكچرى آقاسى و قانيسا پادشاه بود و توپخانه نيز با ايشان بود . و چون نواب خاقانى توپخانه را ديد ؛ فرمود كه توپخانه در اين جاست به دست چپ زده به طرف ديگر خود را به سپاه رومى زده جمعى را مقتول و مجروح نمود . چون ينكچرى آقاسى چنان ديد ؛ فرمود كه توپخانه را به آتش زدند و آن حضرت با سپاه خود را بر زمين انداخته توپخانه آمده از سر ايشان گذشت و از گرد و غبار و دود و باروط عالم را تيره و تار گردانيد . بعد از آن حضرت خاقانى با سپاه نصرت دستگاه بر سپاه روميان زده جمع كثيرى را مقتول و مجروح گردانيد و سپاه روميان نيز چند نفر از صوفيان را به ضرب تفنگ از پاى درآورده و بسيار بر نواب خاقانى اثر نمود ، مركب مبارزت در ميدان كين جهانيده و جمعى كثير را از مركب درانداخته زين را از خون كشتگان چون لعل بدخشان گلگون ساختند . بيت كلهخودها جمله گلگون شده * مى لعل گردنكشان خون شده جهان گشته مانند درياى خون * ز موجش فلك خود شدى سرنگون « 1 » چون روميان دستبرد قزلباش را ديدند ؛ به يك دفعه فرار نموده بدر رفتند . و قانيسا پاشا نيز فرار نموده و از عقب او خاقان گيتى ستان و سپاهى كه عدد آن و احصاى ايشان را كس نداند و كميت [ 52 ] خوشخرام قلم از تقرير بر آن بازماند و كماندارانى كه به زخم تير ، پشه را از اوج فلك به زير آورند و نيزهدارانى كه به ضرب نيزه در شب تار ماهى را از قعر دريا بدر آورند و دليرانى كه روز مصاف را شب زفاف مىشمردند ،
--> ( 1 ) - جهان سر بسر گشته درياى خون * ز موجش فلك كشتى سرنگون . ( احسن التواريخ ص . 105 ) .