مؤلف مجهول
96
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
ولايت ديزق سراسيمهوار برآمده روى هزيمت به جانب بيابان نهاده راه فرار و منزل ادبار پيمودند . از اين قضيه جماعت فقرا خبر يافته ناچار پاى از دست و سر از قدم فرق ناكرده طوعا و كرها چهار كس را كه پيشرو مهمات مردم آن حصار بودند ، با بيلاكات زارى و تنسوقات تضرّع به دربار كيوان اشتهار فرستادند و صورت كردار ناصواب خودها را هر آيينه از روى ناچارى و لا علاجى وقوع يافته بود ، به آيينهء عجز و انكسارى و فروتنى ، عكسپذير نموده ، از طريق گمراهى خودها امان خواستند . حضرت خسرو كامكار و شهريار نامدار پرتو عاطفت و مكارم اخلاق شاهانه شامل حال و قرين آمال آن قوم ساخته خلعت عفو و لباس اغماض بر قامت رفاهيّت رعاياى آن ولا پوشانيده و چندى از سرداران نامى را فرمايش عالى شد كه قبيل صبح از دروازهاى كه جماعت فقرا به روى لشكر ظفرپناه گشاده بودند از همان دروازه سرداران مأمور داخل قصبهء ديزق گرديده كوس و گوركه و ناى و نفير را از وجه شاديانه بلند آوازه گردانيدند . از وقوع اين حادثهء هايله محمد صادق كه حاكم آن ولا بود ، مع جماعت سرداران قرق - يوز سراسيمه و از جانب ديگر برآمده راه اوراتپه را پيشنهاد خاطر خودها گردانيده بدر رفتند . على الصباح يوم پنجشنبه هبوب رياح شوكت و اقتدار از مهبّ گلشن عنايت پروردگار وزيده ، درهاى فتوح قلعهء مينايى به روى احشام دولت پايدار گشاده گرديد . امير كامياب فلك جناب اوّل روز مذكور برفراز ابرش ابتهاج سوارى نموده ، فتح و نصرت در عنان همراه خاصان و مقربان دربار گردون مدار مع امراى ذوى الاقتدار و اكابر صاحب وقار كه چون عقد ثريا و كواكب سيّار برگرد ركاب هلال آثار مجتمع گرديده شادان و فرحان ، موكب بيضا شرف باشكوه تازه و سلطنت بىاندازه داخل آن حصار رصانت اطوار گرديده نزول اجلال ارزانى يافت و صداى كوس اقبال و شاديانه فرخ مآل ، غلغلهء طرب و نشاط بر سامعهء صغار و كبار و ارباب شكوك و افكار اهل روزگار رسانيد . چند معدودى از مفسدان بدكردار و از عنادپيشگان سگسار به قيد اسار گرفتار آمده ، به سياست رسيدند . در آن روز آلات محاربهء اهل جسارت از حدّ افزون و از قياس بيرون به دست عساكر ظفرمآثر افتاده بود بعد از وزيدن نسيم فتح و ظفراهالى ما بين كوهستان