مؤلف مجهول
109
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
گفتار در ذكر لشكر فرستادن امير صاحبقران جلالتنشان بار ديگر به جانب قندوز و بدخشان بر خاطر خورده بنيان پوشيده و پنهان نماند كه چنانچه كه محمد مراد خان قندوزى كه به دولتخانهء عالى سر غلامى داشت از اطراف ولايت آن يك جماعت از ايلاتيه قطغان مع حاكمان ولايت طالقان و شغنان بدخشان اتفاق نموده ، به خان مذكور عداوت ورزيده ، در ولايت قندوز غالب آمده ، آنا فانا تاز و باز مىنمودند . در ميان متوطنان اطراف و جوانب ولايت قندوز تا به سرحدّ خرم سار بار و تاشقورغان بىضابطگى رويداد شده ، هرج و مرج در ايل و اولوس آن حدود افتاده ، همهء رعايا و براياى آنجانب جلاى وطن شدند . محمد مراد خان قندوزى از روى لاعلاجى اين واقعهء هايله را به خدمت امير صاحبقران ظفر اقتران عرض بندگى نموده ، فرستاد ، از آنجا كه خاطر اشرف همايون عالى دايما به فراغت فقرا و به آسايش و آراميدگى برايا راغب و توجهمند مىباشد ، بناء عليه فرمان قضا جريان ، نفاذ يافت كه عبد الكريم توقسابه افغان خزارى سرآمد لشكر گرديده ، مع قول قرشى و خزار و بايسون و شيرآباد و تراكمهء دو رويهء لب آب و عساكر ولايت حصار و قباديان مع لشكريهء چارولايت عازم جانب ولايت قندوز گرديده ، مسلمانان را از تشويش و تهلكه برآرند . حسب الفرمايش عاليحضرت مبارزت آگاه حشمت جايگاه عبد الكريم توقسابه خزارى ، قوشونات ولايات متعددهء مذكوره را در منزل معين در لب دريا جمع نموده ، از آنجا از دريا عبور فرموده ، چون به ولايت ام البلاد بلخ رسيده بود كه لشكريهء چارولايت نيز آمده به عساكر ظفرمآثر ملحق شدند . از آنجا همهء ميران متّفق گرديده عازم راه شده ،