مؤلف مجهول
110
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
به آستان عليّهء قدسى نشان ، حضرت شاه مردان - رضى اللّه تعالى عنه - رسيده ، به زيارت آن آستان ملك پاسبان مشرّف گرديده از آنجا گذشته ، به دو منزل به ولايت تاشقورغان رسيده ، استراحت نمودند . بعد از دو روز از آنجا نيز قول تاشقورغان و ايل و اولوس آن به لشكر ماوراء النهر ملحق گرديده ، طى مراحل نموده ، مىرفتند كه محمد مراد خان قندوزى مع سرداران و سرهنگان و هواخواهان خود به صد شأن شوكت و به چندين لوازمات احترام به عساكر گردون مآثر استقبال نمود . سردار لشكر ظفر پيكر عبد الكريم توقسابه را مع ميران من تبع در ولايت قندوز در منزل شاهانه فرود آورده از حد امكان بيرون مهماندارى كرده ، كوس شاديانه را در نوازش درآورد . بعد از آنى كه جماعت لشكرى مدت سه روز در ولايت قندوز استراحت نمودند ، همه را هلاكى راه از خاطر فراموش گرديد . بعد از آن از آنجا حسب الفرمايش عالى ، محمد مراد خان را مع قول قندوز پيشرو لشكر ظفرپيكر گردانيده ، رو به جانب روستاق بدخشان كرده راهى شدند . از اين هنگامه لشكر قيامت اثر ، لرزه در كوهستان كولاب بدخشان و ايل و اولوس آن طرف افتاده بود . از روى دهشت و هراس و سراسيمگى همهء حاكمان و سرحدداران اطراف و جوانب آن سرزمين مع حكام ذوى الاحترام ولايت شغنان بدخشان مع تنسوقات و بيلاكات وافره استقبال عساكر گردون مآثر نموده ، بىمعارضه و جنگ و جدال و بىمزاحمت و فرخاش و قتال ، طوق اطاعت و بندگى در گردن جان افكنده ، همهء آنها از كردهء كردار ناصواب خودها پشيمان شده ، و از خطاكارى و بيراهى انحراف نموده ، رؤسا و ايل و اولوس آن ولا همهء آنها به راضيگى جنابعالى نگاه كرده ، بنابر فرمايش همايون ، تاجيك و ترك و خورد و بزرگ ، همه به فرمانبردارى محمد مراد خان سر انقياد فرود آورده ، گردن اطاعت نهاده ، كلان و سرآمد خودها دانستند . بعد از يك سو شدن قلاع اطراف روستاق طالقان و بدخشان و پس از خاطرجمعى ايل و اولوس آن ناحيت و سرحد ، سرآمد لشكر ظفرپيكر عبد الكريم توقسابه خزارى به اتفاق محمد مراد قندوزى عرضهء مدلل به دلجمعى تمام و خشنودى و خرسندى ، لاكلام مكتوب فرموده ، به دست قاصد تيزرو داده روانهء جانب پايتخت فاخرهء بخاراى شريف