نظام الدين شامى
63
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
نهاد شفاعت اولجايتو در محلّ قبول افتاد و چون زندهحشم ببساط بوس آمد بر پيرى و عجز وى ببخشود و از سر گناهان او درگذشت و امير موسى را بقرار معهود حرمت داشته جرايم او نيز عفو فرمود [ بيت ] ز ابتداى عهد آدم تا بدور پادشاه * از بزرگان عفو بودست از فرودستان گناه الغرض ايشانرا بخلعت و انعامها مخصوص گردانيد و بر طريقهء ايّام گذشته در امور مملكت مدخل داد زندهحشم چون از ان ورطه خلاص يافت باز بخت بد و شيطانش راهزنى كرده روى از راه متابعت بگردانيد و با خواندزاده متّفق شده ترمد را بغارتيدند چون اين خبر بامير صاحبقران رسيد خطاى بهادر و ارغونشاه بهادر را منقلاى ساخته فرستاد تا هرجا كه او را بهبينند جنگ انداخته بگيرند چون بترمد رسيدند و زندهحشم سياهئ ايشان بديد روى بگريز نهاد در آبآمويه پل و گذر ساخته بودند آن را خراب كرد چون لشكر منصور رسيد مردم ولايت شپورغان از هول جان روى بپل و گذر نهادند چون رسيدند و آن را خراب يافتند از خود نوميد شده جهان بر چشم ايشان تاريك شد درين اثنا لشكر رسيد و ايشانرا تيرباران كرد بعضى خود را در آب انداختند و غرق شدند و بعضى بتير هلاك گشتند و اندكى ازيشان زنده خلاص يافتند زندهحشم بحصار شپورغان درآمد امير چاكو با لشكرى تمام در عقب او رفت و زمستان بمحاصرهء آن قلعه بگذرانيد و چون فصل بهار رسيد زندهحشم از قلعه بيرون آمد و دست در دامن امير چاكو زده بر گذشته پشيمانى نمود و از افعال بد خود توبه و استغفار كرد امير چاكو به حضرت امير صاحبقران آمد و باتّفاق امرا در باب او شفاعت كردند از راه مكارم اخلاق پادشاهانه اقتدا بسنّت الهى كرده عصيان او را بمكرمت و احسان مقابله كرده از خون او درگذشت و هرچه ازو و ولايت او اولجاى گرفته بودند حكم شد تا به دو بازگردانند و بعد از طوى و نوازش و خلعت و كمر و شتر و اسپ و گوسفند بسيار در حقّ او انعام فرموده مرتبهء او بلند گردانيد باوجود اينهمه سوابق و لواحق احسان بعد از مدّتى باز نفس خبيث او را بر مكر و خديعت داشت امّا چون تدبير او موافق تقدير نيامد از ان كوششها جز و بال و خسار حاصلى نداشت سبحان الله آدمى بيچاره چگونه بخداع نفس بدفرماى فريفته مىشود و حقوق منعم خود را بعقوق مبدّل مىگرداند و در مقام فراموشى قدم مىزند آرى چه توان كرد كه طبيعت آدمى برين معنى مجبولست و حضرت عزّت در مثل اين مقام در حقّ او چنين مىفرمايد كه وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ يعنى اين كافران چون بآخرت رسند و عذاب آن سراى مشاهده