نظام الدين شامى
61
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )
و چون بساط دولت او را درنوشتند شادروان عزّ و جلال امير صاحبقران را بر آسمان رسانيدند و منشيان قضا و قدر منشور إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ از ديوان لا يسأل عمّا يفعل باسم شريف او نوشتند و بطغراى تؤتى الملك من تشاء رسانيده زمام حل و عقد عالم در كفّ كفايت او نهادند قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ سابق قضا بتازيانهء قدر اسپ دولتش را در ميدان ظفر مىراند و رايد اقبال باستقبال آمده اين دو بيت مىخواند [ شعر ] خدايگانا ايزد ترا فرستادست * كه چار حدّ جهان آن تست زو بستان گواه دعوى مملكت زبان شمشيرست * براى دعوى خود آن گواه مىگذران چون قضيّهء امير حسين باتمام رسيد و مملكت بلخ در تحت تسخير درآمد قلعه و حصار را ويران كردند و عمارتها را از بيخ بركندند و لشكر از اطراف دست غارت برگشودند و غنيمت بسيار گرفتند و آوازهء آن فتح در عالم منتشر گشت و جهانيان ازين قضيّه حسابها برگرفتند و آوازهء صاحبقرانى او در آفاق شايع شد آنگاه بر آب بلخ پل بسته از شهر كش گذر فرموده عازم جانب سمرقند شد و چون آنجا رسيد در محلّ انس و مقام عزّ قرار گرفته بعمارت قلعه و حصار و سرايهاى نامدار امر فرمود مهندسان و بنّايان بر حسب فرمان خانهاى زرنگار ساختند و مواضع پادشاهانه پرداختند و چون مملكت در تحت تصرّف امير صاحبقران آمد باتّفاق امرا و نوبينان سرير مملكت و پادشاهى بوجود پادشاه جهان سيورغاتميش خان بتجديد مزيّن فرمودند ذكر گريختن امير موسى بعد از گرفتن بلخ و رفتن او بجانب تركستان و فرستادن حضرت امير صاحبقران جونكى را بسوى وى و محاربهء ايشان درين اثنا امير موسى گريخته راه تركستان پيش گرفت و امير جونكى را بجانب او فرستادند به دو رسيد و جنگ كرده او را گريزانيد امير موسى در يايلاق و كوهستان