نظام الدين شامى

48

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

ملك با سه هزار مرد روى بگريز نهادند و چون امير موسى و شيخ محمّد ازين حال خبر يافتند با وجود آنكه بيست هزار مرد داشتند شكست برايشان افتاد و بىتوقّف منهزم و پريشان بازگرديدند و توقّف ناكرده پيش امير حسين رسيدند درين اثنا قاصد كيخسرو رسيد و خبر داد كه آن دويست نفر مغول كه در موضع دزك گذاشته بودند مسلمانانرا غارتيده و اسير گرفته بازگرديده‌اند اين صورت بر امير صاحب‌قران بغايت گران آمد سوار گشته بكيخسرو رسيد و با او مشورت كرده فرمود كه رعيّت ودايع حضرت عزّت‌اند و فرداى قيامت احوال ايشان از ما خواهند پرسيد بتخصيص طايفهء مسلمانان كه مطيع و منقاد ما بوده باشند در تدارك اين معنى كاهلى نمىبايد نمود شصت مرد گزيده از لشكر بيرون كرده فرستاد تا از طرف كوه سياهى نمودند باشد كه خوف بريشان مستولى شود و بدين‌سبب آن اسيران خلاص يابند چون سياهئ ايشان باديد شد رعب و هراس بر مغولان مستولى گشت اسيرانرا با هرچه بغارت برده بودند گذاشته گريختند لشكر منصور اسيرانرا با اموال در تصرّف گرفتند و خلاص دادند و امير صاحب‌قران از انجا توجّه فرموده در خمرك فرود آمد ذكر غضب كردن امير حسين با امراى خويش امير حسين چون اين واقعه معلوم كرد امرا و بهادران را ملامتها كرد و زجر و سرزنش فرمود و خود سوار شده بآق كوتل رسيد و ده هزار مرد پيش فرستاد تا از آب خجند گذشته بر سر امير آيند امير صاحب‌قران و كيخسرو با پانصد مرد سوار شدند و شب را بپارسين رسيدند و سر راه و اولوم گرفته برغو زدند دشمنانرا رعب و هراس گريبان گرفته پراگنده گشتند و بهرام جلاير با لشكر مغول از كوتل گذشته بسيرام رسيدند و امير صاحب‌قران و كيخسرو هم بدانجا رسيدند و اغروق ايشانرا در چىكند يافتند و بهرام با لشكر مغول خود را بولايت خود انداختند و امير صاحب‌قران و كيخسرو به جهت قيشلاق موضعى مىجستند كيخسرو باترار رفت و امير صاحب‌قران از انجا بازگشته زمستان در تاشكند گذرانيد و امير حسين با لشكرها بجانب سمرقند بازگشت و پولاد بوغا و چند بهادر را كه ببهادرى موسوم بودند در سمرقند گذاشت و خود در ارهنك‌سراى قيشلاق