نظام الدين شامى

28

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

حسين لشكرها جمع كرده از آب خجند گذشتند و چون منقلاى دشمن نزديك رسيد امير صاحب‌قران در ميان جيناس و تاشكند فرود آمد و لشكر را فرمود تا گرد خود حصار ساختند و امير حسين نيز رسيد و لشكر را از آب گذرانيده فرود آمد و دشمنان لب آب بادام گرفته فرود آمدند و درين وقت امير حسين دل با امرا بد كرده بود و احوال او تغيّر پذيرفته و امرا و اركان دولت نيز دودل شده بودند و بىاعتماد گشته دران روز از هردو طرف قراول بهم رسيدند و آن سال سال مار بود و قران نحسين نزديك رسيده در اوّل ماه مبارك رمضان صفّ آراستند امير حسين در دست راست ايستاد و در قنبول تيلانچى بود از قبيلهء ارلانيان و هراول امير اولجايتو و شير بهرام و پولاد بوغا و فرهاد و ملك و مثل اين بهادران نامدار ايستاده بودند و امير صاحب‌قران دست چپ گرفته بود و لشكر را تعبيه كرده و آراسته و در قنبول امير سارى بوغا را تعيين كرد و هراول تيمور خواجه اوغلان مقرّر شد و امير چاكو و امير حاجى سيف الدين و امير مراد و امير عبّاس اين بهادران نامدار شش قول آراسته بودند و از سر عزمى تمام و جدّى بغايت متوجّه خصم گشتند ناگاه هوا متغيّر شد و ابر و باران پديد آمد و كمانها و تيرها بمرتبهء رسيد كه يك تير چنانچه بر خصم توان انداخت نماند و جامها و موزها در آب غرق شد و دستارها بر سرها گران و ثقيل گشت و گل و وحل در مرتبهء بود كه اسپانرا مجال حركت نماند و لشكر دشمن جامهاى نمد پوشيده و آسوده از جاى خود حركت نكردند چون امير حسين نزديك رسيد بدانچه ممكن بود جنگ آغاز نهادند و لشكر امير حسين از لشكر دشمنان زيادت بود باهم درآويختند و امير صاحب‌قران كه در دست چپ بود دست راست دشمن را بشكست و از جاى برداشت و لشكر پادشاه پراگنده شد و در قنبول ايشان شانكوم بود هزيمت يافته مجال توقّف نداشتند امّا لشكر دست چپ دشمن غالب شده قوّت كردند و تيلانچى و زنده حشم را راندند و در قنبول لشكر دشمن شيراميجم بود بزبردستى و و مردانگى لشكر را رانده بامير حسين رسانيد و قول امير حسين را از جاى جنبانيد چون شير بهرام اين حالت ديد لغام ريز كرده خود را بر پولاد بوغا زد و در عقب او امير شمس الدين حمله كرد و در مقام بهادرى داد مردى داد و چون گرگ كه در رمهء گوسفند افتد دشمنانرا براند امير صاحب‌قران چون اين حال مشاهده كرد استعانت از حضرت بارئ تعالى طلبيده با هفده قوشون حمله كرد و تير و شمشير بر سر دشمن فروريخت و با وجود بسيارئ آن لشكر شمس الدين را بگريزانيد و چون امير حسين هزيمت دشمن و ظفر امير صاحب‌قران مشاهده كرد ديگرباره بلشكر خود