نظام الدين شامى

مقدمه 25

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

به تعبير استاد بهار : شعر فارسى با خواجه حافظ عليه الرحمه به بهشت رفت و ديگر بازنگشت . سبك پيچيده متصنع و بيروح كه از عالم الفاظ فرومايه تجاوز نمىنمود ، شعر را ، از قصيده و غزل ، به حالت ابتذال افكند . استاد بهار مىنويسد : در اين عصر كتاب‌هاى بسيار به تشويق ميرزايان يعنى شاهزادگان تيمورى نوشته شد و كلمه " ميرزا " كه تا ديرى در ايران بمعنى " باسواد " بود ، از اين تاريخ پيدا شد . چون اميرزادگان تيمورى را " ميرزاى " ميخواندند . مثل : ميرزا شاهرخ ، ميرزا بايسنقر و ميرزا الغ بيك و غيره هم . اتفاقا " همهء آنها باسواد و غالبا " صاحب ذوق و نويسنده و شاعر بودند ، لهذا اين لغت براى صاحبان ذوق و سواد علم گرديد . زبان فارسى كماكان در عهد تيمور و اعقاب او ، زبان مكاتبات دولتى بوده است . تحليلى بر حكومت تيمور چه نيروئى به تيمور اينهمه قدرت و جسارت داد ، براى يافتن پاسخ اين سئوال بايستى به ساخت اجتماعى و اقتصادى حكومت او و جامعه‌هاى معاصر او نگاهى بيافكنيم . اساسا " تيمور ميكوشيد كه منافع خود و چادرنشينان مغول و ترك را در يورشهاى خود تامين كند و همين‌ها باضافه فئودالها و بزرگان محلى ، و روحانيون عاليمقام و ماموران بلندپايه كشورى و اهل قلم بودند كه بنيان حكومت او را تقويت ميكردند . طبقه فئودال ايران در دوران حكومت او و جانشينانش از چهار گروه اصلى تركيب يافته بود : 1 - بزرگان نظامى قبايل چادرنشين مغول و ترك و كرد يا اهل شمشير . 2 - بزرگان محلى اسكان يافته و مقيم شهرستانها كه در خدمت دولتى وارد نبودند . 3 - روحانيون عاليمقام مسلمان وابسته بدربار . 4 - ماموران كشورى يا اهل قلم كه همه‌ى آنها از ميان ايرانيان انتخاب ميشدند . او حاصل آنچه را كه در يورشها و چپاول‌ها و كشتارهاى خود بدست ميآورد بين اين چهار طبقه تقسيم ميكرد و آنها نيز با تمام وجود براى ثبيت و پيشرفت