نظام الدين شامى

74

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى )

و بدين‌سبب در قلع و استيصال قمر الدين سعى و اجتهاد پيش فرمود اميرزاده عمر شيخ را كه درّ درج كامگارى و درّئ برج شهريارى بود آيات بيّنات جهاندارى در جبين او واضح و مبين و امير صاحب‌قران را چشم بفرزندئ او روشن با آق‌بوغا بهادر و خطاى بهادر و امراى نامدار تعيين فرمود تا بطلب او روانه شده بدانچه مقدور و ممكن باشد در تسخير او بكوشند بفرمان او روان شدند و بكوه قوراتو به دو رسيده جنگ انداختند و عاقبت مظفّر شده او را راندند و از ولايت او اولجاى و غنيمت بىشمار آوردند و چون ايشان مراجعت كردند امير صاحب‌قران ديگربار عزيمت فرموده امير محمّد و عبّاس بهادر و آق‌بوغا بهادر را منقلاى فرستاده ايشان برحسب فرمان رفتند و در اسيغ كول‌بووم بقمر الدين رسيدند و جنگ مردانه كرده نوبتى ديگر قمر الدين را گريزانيدند و ولايتش را غارتيده بازگرديدند ذكر آمدن پادشاه‌زاده توقتميش پيش امير صاحب‌قران در اثناى اين حال كه احوال قمر الدين بدينجا رسانيدند و مىخواستند كه در قلع و قمع او كوشيده از قضيّهء او بكلّى فارغ شوند خبر رسانيدند كه توقتميش اوغلان از جماعتى كه به نسبت با او كيدي انديشيده‌اند خايف گشته روى بدرگاه امير صاحب‌قران آورده مىرسد و چون اين خبر بتحقيق پيوست تومان تيمور را كه از امراى نامدار است پيش‌باز او فرستاد و بنفس مبارك خود نيز از اويناغو مراجعت كرده در اوزكند فرود آمد و از انجا عزيمت كرده بسمرقند نزول فرمود و امرا واسطه شده چون توقتميش اوغلان و اصل شد او را به حضرت اعلى رسانيدند بندگئ حضرت در وظايف اعزاز و احترام او باقصى الغاية و الامكان سعى فرمود و آنچه طريقهء محافظت آداب از چنين جنابى با چنان پادشاه‌زادهء سزد بتقديم رسانيد و با او هم‌عنان به شهر سمرقند مراجعت فرمود و طويهاى پادشاهانه داده و پيش‌كشهاى لايق ترتيب كرده چندان زروزيور و مال و قماش و اسپ و استر و خيمه و خرگاه و كوس و علم و خيل و حشم در حقّ او و اتباع او انعام فرمود كه عقل از حد و شمار آن عاجز آيد [ بيت ] بار آن گنج و سپه هرجا كه از جا بركنند * لرزه چون سيماب رنج كوه پابرجا دهد