حمد الله مستوفى قزوينى
9
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
چو آوازهء لشكر آمد ز راه * رها كرد اسحق آن جايگاه سوى حمص سمساط « 1 » آورد رو * بشد با سران و سپاه اندرو سپه برد ابو جعفر آن جايگاه * وزو جنگجو گشت تا هفت ماه 125 نمىيافت بر قلعه در جنگ دست * نيامد ز جنگش به دشمن شكست پذيرفت ابو جعفر از وى امان * كه آيد برون با سپاه آن زمان گمان داشت اسحق مروان هنوز * به جايست و خواهد شدن رزمتوز نپذرفتى از گفتهء او امان * به تنگ آمدند اين سپاه آن زمان سر شاه مروان ز گور اندرين * برآورد ابو جعفر از روى كين 130 بُدش چهره گرديده و زشت ، بو * دميدى ز گرمى و ترّى ازو بفرمود تا از سر دشمنان « 2 » * برون مغز كردند خوار آن زمان در او صبر و زنگار آگندخوار * كه ناداشتى « 3 » رنگ و بو برقرار كه در وقت حاجت نمودند باز * وز آن يافتى كارشان برگ و ساز پس آن سر به نزديك اسحق زود * فرستاد تا چشم فتنه غنود 135 چو اسحق كار آنچنان ديد نيز * نكوشيد در فتنه و در ستيز به فرمانبرى رفت از آن داورى * بمرد آتش فتنهاش يك سرى ز قوم سفيد جامگان ز آن سپس * نكردند فتنه در آن ملك كس « 4 » چو سفّاح از آن دشمنان باز رست * ميان از پى كين ديگر ببست قتل ابو سلمه خلّال ، سرور دعاة بنى عبّاس ز بو سلمه خلّال پر كينه بود * كه رغبت به آل على مىنمود
--> ( 1 ) ( ب 123 ) . در اصل چنين است . آيا « حمص و سمساط » منظور بوده است يا « حمص سمساط » ؟ سميساط . شهرى است در ساحل غربى فرات و در طرف بلاد روم . ( تاريخ سيستان ، بهار ، ص 74 . ) « در اين سال فرمانرواى روم بر سميساط غلبه يافت . ( تاريخ طبرى ، ج 15 ، ص 6439 ) در لغتنامهء دهخدا از نام اين شهر نه بهصورت « سمياط » و نه « سمياط » و نه « سمسياط » ذكرى نرفته است . تنها در ذيل « سمسياطى » ابو الحسن على بن محمّد العدوى نقل شده است كه : « اصل او از سمسياط شهرى از ارمنيه است . » منتهى بهعنوان « سميساط » اشارهاى ندارد . ( 2 ) ( ب 131 ) . در اصل : از سر دشمنان . ( 3 ) ( ب 132 ) . در اصل : كه باداشتى ؛ سب : كه تاداشتى . ( 4 ) ( ب 137 ) ( دوم ) . سب : نكردند در آن ملمك و كس .