حمد الله مستوفى قزوينى

211

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

خلافت امير المؤمنين المهتدى باللّه محمّد الواثق « 1 » يازده ماه و چند روز 1 پس از عزل معتز « 2 » گزين مهتدا * شد از فرّ دولت جهان كدخدا شهى متّقى بود و پرهيزگار * به عهدش نبودى مناهى به كار هر آن چيز ساز مَلاهى بُد آن * نبودى به كار و نه هرك اندر آن هر آن چيز در شرع نبود روا * برانداختى آن گزين پيشوا 5 به ديوان نشستى « 3 » به خود مهتدا * مراد جهانى شدى ز او روا ز ظالم همى داد مظلوم خواست * در ايّام او كارها گشت راست چنين گفتى آن شاه نيكو سير : * « اگر تقوى و راستى دادگر نبودى چنين كرده پيشم عزيز * از او جستمى در دعا اين دو چيز كه دادى در اين پيشوايى مرا * كه از روى غيرت نبينم روا 10 كه چون از بنى اميّه چون عمر « 4 » * شهى خاست پردانش و نامور نخيزد ز عبّاسيان آن‌چنان * ابا آن‌كه نزديك اين دوران » گرفتار شدن خليفه بر دست موسى بوقا و قتلش « 5 » چو اندر عجم موسى ابن بوقا * خبر يافت از شاهى مهتدا

--> ( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : المهدى باللّه محمد الراثق . ( 2 ) ( ب 1 ) . در اصل : معتر . ( 3 ) ( ب 5 ) . سب : بدين نشستى . ( 4 ) ( ب 10 ) . سب : كه جون از بنى اميه خون غير . ( دوم ) : شهى خواست . ( 5 ) ( عنوان دوم ) . سب : بوقا و خلاصش .