حمد الله مستوفى قزوينى

182

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

به شكرانه آن مال و چندان دگر * ببخشيد بر بىدرم سربه‌سر بزرگان به دولت چنين بوده‌اند * چنين راهِ شاهى بپيموده‌اند نه بازى است فرماندهى اى پسر * كه جز نا و نوشت نباشد دگر يكى در بزرگيت هشيار شو * رضاى خدا را طلب‌كار شو 105 برانديش از كارِ روز پسين * ز پيشين بُنِ كار « 1 » خود را ببين بدان حقّ مردم به روى زمين * از آن بيش بايد ز تو مهر و كين بر اين خواه توفيق از كردگار * كه در كارهايت كند بختيار وفات امام احمد حنبل ، رضى اللّه عنه اگر چند آن شاه نيكو سير * پسنديده بودى به هركار در ولى چون پدر مذهب اعتزال * بُدش و اندر آن بيش كردى جدال 110 به نوعى كه هركو بر آن راه بر * برفتى « 2 » نبود ايمن از وى به سر وز اين احمد حنبل پاكدين * گرفتار در دست او شد بدين كه مخلوق قران شمارد امام * نمىخواند مخلوق آن نيكنام بر او بىكران لَت زدند ز اين سبب * وز آن يافت بر جان ز ناگه تعب فرو شد به بغداد مرد إله * به خاكش سپردند آن جايگاه 115 سى و دو فزون بر دو صد بود سال * كه افتاد او را بر اين‌گونه حال بود سخت مشهور او را مزار * بر او آفرين باد بيش از شمار سبب آزار متوكّل از ابن زيات وزير واثق « 3 » پس آن‌گاه جعفر شه گرد و راد * كه با واثق او بد برادرنژاد چنان ديد در خواب كز آسمان * فتادى به دو كاغذى ناگهان نوشته بر آنجا « 4 » پس از نامِ او * مَتُوْكَلْ على اللّه به خطّى نكو

--> ( 1 ) ( ب 105 ) ( دوم ) . سب : تن‌كار . ( 2 ) ( ب 110 ) ( دوم ) . سب : نرفتى . ( 3 ) ( عنوان ) . در اصل : رباب ؛ سب : عنوان ناخواناست . ( 4 ) ( ب 119 ) . سب : بر آنجايش .