حمد الله مستوفى قزوينى

177

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

خلافت امير المؤمنين الواثق باللّه هارون بن المعتصم « 1 » پنج سال و نه ماه 1 چو بر معتصم بر ، سر آمد جهان * گزيدند فرزند او را مهان سرافراز هارون و الا گهر * كه بو جعفرش داد كنيت پدر لقب يافت واثق به كار مهى * از او يافت كار مهى فرّهى شهى بود پردانش و خوش‌سخن * سبكروح و روشندل و پاكتن 5 به شعر و به موسيقى از همگنان * سبق برده در عهد خود در جهان به معنى به هر دانشى بر كمال * به صورت در آن عهد صاحب جمال به فرمانروايى و نيكودلى * نكوخواه آل نبى و على چنان كرد در عهد او زان مهان * نماندند درويش كس در جهان غلامان فرّخ پدر را به كار * فزون كرد پايه در آن روزگار 10 چو شاهانشان باره و تاج داد * به هر ملكشان دست فرمان گشاد شهى هر يكى گشت در هر ديار * بر آن قوم بودى شهى را مدار چنان گشت كاندر جهان سربه‌سر * كسى را نبودى از ايشان گذر هم ايشان سر از راستكارى به در * نبردند در عهد آن تاجور مخالفت بنى سليم به حجاز و يثرب و به اطاعات آمدنشان در آن عهد در يثرب و در حجاز * در شور و فتنه گشادند باز 15 گروه سليمى در آن بوم‌وبر * ز فرمان برون آوريدند سر

--> ( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : المستعصم ؛ سب : عنوان ناخواناست .