حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 14

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

الفبايى از اسامى شعرا ارائه كرده كه در جاى خود بىنظير است . او در بخش شاعران عجم چنين مىنويسد : « شعراى عجم كه به زبان پارسى و پهلوى و غير آن اشعار دارند ، بسيارند . آن‌چه مشاهيرند اساميشان ياد كنيم و از بعضى مختصرى از ابيات ياد كنيم . » « 1 » سپس از انورى آغاز مىكند : « و هو اوحد الدّين الخاورانى معاصر سلطان سنجر سلجوقى بود و مدّاح او و از اكثر علوم بهره‌مند . » « 2 » و دو قطعه از اشعار او را مىآورد . جالب اين‌جاست كه مستوفى زنان گمنام شاعر را نيز از نظر دور نداشته و به‌نام چند تن از آنان و ذكر اشعارى از ايشان اشاره مىكند كه از آن جمله ، فخرى اصفهانى ، مهستى ، عايشه مقريه و . . . را مىتوان نام برد . همچنين ، پس از معرّفى حكيم ابو القاسم فردوسى مؤلّف شاهنامه كه آن همه مورد توجّه او بوده ، به اين نكته اشاره مىكند كه فردوسى بجز شاهنامه ، اشعار خوب ديگرى هم دارد و براى نمونه قطعهء زير را مىآورد : شبى در برت گر برآسودمى * سر از فخر بر آسمان سودمى قلم در كف تير بشكستمى * كلاه از سر مهر بربودمى به‌قدر از نهم چرخ بگذشتمى * به پى فرق كيوان بفرسودمى جمال تو گر ز آن‌كه من دارمى * جفاكار بىمهر كى بودمى به بيچارگان رحمت آوردمى * به درماندگان بر ببخشودمى « 3 » متأسّفانه ، نسخهء خطى اين كتاب تا سال 1910 ميلادى همچنان فراموش‌شده باقى مانده بود تا اين‌كه پروفسور ادوارد براون انگليسى ، نسخه‌اى نسبتا قديمى از آن را به صورت فاكسيميله ( عكسى ) به چاپ رساند . سپس ، در سال 1913 ميلادى به اتّفاق مرحوم نيكلسن ، خلاصه‌اى از اين كتاب را به انگليسى ترجمه و با حواشى و توضيحات كافى چاپ و منتشر كرد . « 4 » در سال 1339 هجرى ، دكتر عبد الحسين نوايى ، اين متن را با مقابلهء شش نسخهء ديگر ، همراه مقدّمه و تعليقات ، به انضمام فهرست‌هاى اعلام چهارگانه تصحيح كرد كه چاپ و نشر اين اثر براى دوستداران فرهنگ و ادب بسيار مغتنم است .

--> ( 1 ) . تاريخ گزيده ، ص 712 . ( 2 ) . همان مأخذ ، ص 713 - 712 . ( 3 ) . همان مأخذ ، ص 743 . ( 4 ) . همان مأخذ ، ص يح مقدمه .