حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 10

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

من و بال است ، دفع آن به چه صورت توان كرد ؟ » شيخ گفت : « با خداوندانش رد كن . » گفت : « آن جماعت را مگر خداى تعالى جلّ و علا در محشر جمع گرداند و گرنه در دنيا جمعيّت ايشان ناممكن است . » شيخ گفت : « غزا كن مگر شهيد گردى و به بركت آن خداى تعالى خصمان تو را خشنود گرداند . چه پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم فرموده است : السّيف محا الذّنوب . او از اين سخن متألّم گشت ، جهت آن‌كه از مرد پير داروگير نيايد . تا چون قوم مغول بر ملك ايران مستولى شدند و او را در راه دهى از آن او گرفتند ، او ايشان را به بهانهء آن‌كه در شهر مالى نهانى بديشان خواهد نمود ، به خانهء خود آورد و به عصايى كه داشت با مغولان غزا كرد تا او را به درجهء شهادت رسانيدند و سخن شيخ مؤثّر شد . پس نبيرهء او خواجه فخر الدّين محمّد بن ناصر الدّين ابى بكر بن عزّ الدّين خواجه بن امين الدّين نصر به وزارت رسيد . اگرچه آل نداشت ، يك سال وزارت كرد و چند سال حاكم ملك روم بود و برادرم ، زين الدّين محمّد بن تاج الدّين ابى بكر بن زين الدّين احمد بن امين الدّين نصر ، مدتى متصدّى اشغال خطير بود و در آخر عمر ثابت شد و وزارت ترك كرد . وزير سعيد مخدوم اعظم ، خواجه رشيد الحقّ و الدّين ، طاب ثراه ، به دو اعتقادى نيكو داشت . » « 1 » برادر ديگرش ، خواجه فخر الدّين احمد هم در زمرهء كاتبان و شاعران عهد اولجاتيو و ابو سعيد قرار داشت و در مشاغل ديوانى بود . « حمد اللّه مستوفى دو پسر عمّ نيز داشته است به نام‌هاى خواجه فخر الدّين محمّد و خواجه سعد الدّين مظفّر كه در دوران امير بوقا و برادرش امير آروق در ديوان عراق مقامات مهمّى داشتند . اين دو برادر از جملهء كسانى بودند كه در « استيصال خاندان جوينى » كوشيده بودند . خواجه شرف الدّين پسر صاحب ديوان در سال 685 امير آروق را به قتل خواجه سعد الدّين « يكى از پسر عمّان حمد اللّه ) واداشت . وى را در بغداد كشتند و جسدش را به قزوين حمل كردند . برادر ديگرش ، خواجه فخر الدّين ، در همان سال ( 685 ه ) امير آروق را به قتل خواجه هارون واداشت و پسر صاحب ديوان نيز در همان سال كشته شد و بدين‌ترتيب خاندان جوينى برافتاد . » « 2 » حمد اللّه مستوفى چنان‌كه خود بيان كرده ، علاوه‌بر پرداختن به شغل استيفا ، به كسب علم و دانش نيز توجّه مىداشته است . نخستين اثر او ، تاريخ گزيده ( 730 ه ) و دو

--> ( 1 ) . همان مأخذ ص ص 812 - 811 . ( 2 ) ظفرنامه . حمد اللّه مستوفى ، تصحيح مهدى مداينى ، ج 1 . ص ح مقدمه .