حمد الله مستوفى قزوينى

544

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

سِزد گر كنون كينه خواهيم باز * نيابد از ايشان ز ما كس جواز برآريدشان مُردگان « 1 » را زِ گور * بسوزيد يكباره از كين و شور » تن زندگان كرده‌شان ريز ريز * مجوييد آزرمشان در ستيز « 2 » به غير از عُمر ابن عبد العزيز * نماندند در گور از آن قوم نيز 650 ز بيش و ز كم هيچ چيز از يزيد * نشانى در آن گور مردم نديد كز او بود كين جسته پروردگار * چو خاكسترش كرده در گور خوار پس از زندگان كين كشيدند پاك * از آن قوم كردند بىمرّ هلاك از ايشان كما بيش صد پور خوار * به نزديك سفّاح بردند زار بفرمود تا زنده‌شان استخوان * به تن درشكستند اندر زمان « 3 » 655 فگندندشان بَر سرِ يكدگر * بساطى كشيدند به بالاش بر بَر او رفت با ويژگان و طعام * بخواست و بخورد و از آن يافت كام يكى داد جان و يكى خورد نان * ببين تا چِها رفته است در جهان از اين گر نگيرى به دل اعتبار * برآنم كه بايد شدت شرمسار شنيدم كه در مهد زرّين درست * بُدند پرورانيده‌شان در نخست 660 در آخر جهانشان چنان خوار كرد * كه بر جان بَر اين‌گونه زنهار خورد نه آن بودش از مهر و نَه اين زِ كين * جهان راست خود خوى و عادت چنين از آن قوم عبد اللّهِ پاكرا * كه هشّام « 4 » بودى مَر او را نيا گريزان زِ دشمن به بَربَر فتاد * وز آنجا سوى اندلس رونهاد بَر او پادشا شد پس از هفت سال * به شاهى در آنجا برافراخت بال

--> ( 1 ) ( ب 647 ) . در اصل : برارندشان مردكان . ( 2 ) ( ب 648 - 647 ) . عبد اللّه بن على دستور داد كه از مردگان اموى نبش قبر كنند . قبر معاوية بن ابى سفيان را نبش كردند ، چيزى در آن جز يك خط شبيه به ريسمان نديدند كه آن هم خاكستر بود . قبر عبد الملك بن مروان را نبش كردند فقط جمجمهء او بود . در اغلب گورها جز يك عضو يا استخوان چيزى پيدا نكردند . جز قبر هشام بن عبد الملك كه نعش وى درست بود ، هيچ چيز از او نپوسيده بود ، جز سر بينى او . نعش او را درآوردند ، تازيانه زد و به دار كشيد و بعد سوزانيد و خاكسترش را به باد داد . ( كامل 9 / 62 ) ( 3 ) ( ب 654 ) . از كسانى كه كشته شدند ، محمد بن عبد الملك بن مروان ، غمر بن يزيد بن عبد الملك ، عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك ، سعيد بن عبد الملك و ابو عبيدة بن الوليد بن عبد الملك . ( العبر 2 / 211 ) ( 4 ) ( ب 662 ) . منظور عبد الرحمان بن معاوية بن هشام بن عبد الملك مروان است . وى مؤسس دولت امويان اندلس بود و در سال 172 هجرى در قرطبه درگذشت .