حمد الله مستوفى قزوينى

495

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

پادشاهى المكتفى باللّه ، وليد بن يزيد بن عبد الملك بن مروان ، يك سال و دو ماه لقب مكتفى باللّه او را مهان * نهادند و شد پادشاهِ جهان شهى بود زنديق و بَداعتقاد * شمردى به دل كارِ بيداد داد چو گشتى به شهوت دلش كامران * نُبد فرقى از محرم و ديگران در اسلام هرچيز بودى حرام * از آن بيشتر جُستى آن شاه كام ( 380 ) 5 چنين گفتى او : « نايب پادشاه * بود از فرستاده برتر به جاه » نظر بر نبى داشت و بس كارِ خويش * شمردى از او پايهء خويش بيش ورا اهلِ اسلام كافر از اين * شمردندى و زين از او داشت كين چو شد پادشاه آن تبهكار مرد * بَسى رسم و آئين ناخوب كرد ز ازواج « 1 » هشّام از نيك و بد * ستد هرچنان چون سزد 10 چنان كردشان كز براى خورش * بُد از كديه‌شان بيشتر پرورش بَسى را زِ اركان دولت همان * به سختى رسانيد آن بدگمان بهانه كه هشّام با او ستم * به گفتارشان كردى از بيش‌وكم دلِ همگنان شد رميده از او * از اين زشت آيين و ناخوب خو ز مصحف يكى روز در آزمون * همىخواست آورد فالى برون 15 برآمد زِ جبّار فال و عنيد * بدرّيد و زين در سخن گستريد : « 2 »

--> ( 1 ) ( ب 9 ) . در اصل : ارواح . ( 2 ) ( ب 15 - 14 ) . تاريخ گزيده / 286 : روزى به مصحف فال گرفت . اين آيت برآمد : وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ . [ قرآن ، سورهء ابراهيم ، آيه 15 ] وليد برنجيد و مصحف بدريد و اين ابيات بگفت .