حمد الله مستوفى قزوينى
449
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
حرب مسلمانان با تركان دشت خزر « 1 » از آن پس سپاهى ز دشتِ خزر « 2 » * ز دربند آمد بدين بوموبر در ارّان و در آذرآبادگان * بكُشتند بسيار از آزادگان 70 به غارت ببردند هرگونه چيز * اسيران ز اسلام بردند نيز عمر ، حاتم باهلى « 3 » را به راه * فرستاد بَر جنگشان با سپاه برفتند و كردند جنگى گِران * ز تركان بكُشتند بىمَرّ سران گريزان شدند قومِ تركان زِ جنگ * برفتند اسلاميان بىدرنگ سرِ راهِ تركان گرفتند زود * كه رفتن به دربندشان رَه نبود 75 شدند صلحجو قوم تركان سپاه * كه اسلاميانشان دهند باز راه به پيمان اسيرانشان باز پس * دهند و نجويند كين ز آن سپس مسلمان اسيران گرفتند و راه * گشادند از بَهر تركان سپاه برفتند تركان و اسلاميان * سوى شام رفتند از او بىزيان خروج شوذب مداينى و شكستن سپاهِ « 4 » حكام را به شهرِ مداين يكى جنگجو * كه بُد شوذب [ خارجى ] نامِ « 5 » او 80 به عيّارى آمد برون و بَرو * دو صد نامور گِرد شد جنگجو ز كوفه سپاهى به جنگش چو باد * به فرمان والى « 6 » سبك رو نهاد ( 365 ) اگر چند ده چند او در شمار * بُدند زو شكستند در كارزار گريزان به كوفه نهادند رو * شدند پاك بىتاروپود اندرو
--> ( 1 ) عنوان . در اصل : دست جزر . ( 2 ) ( ب 68 ) . در اصل : دشت جرز . ( 3 ) ( ب 71 ) . : حاتم بن نعمان الباهلى . طبرى ، ابن حاتم بن نعمان الباهلى آورده است . ( 4 ) عنوان . در اصل : خروج سورت مداينى و شكستى سباه . « شوذب بسطام الخارجى » . ( 5 ) ( ب 79 ) . در اصل : بذسورت نام . ( 6 ) ( ب 81 ) . عامل كوفه در آن ايام ، عبد الحميد بن عبد الرحمان بن زيد بن الخطّاب بود .