حمد الله مستوفى قزوينى
426
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
به سهشنبه هفتم ز ماه حرام * كه خوانند ذى الحجّه آن را به نام ز هجرت گذشته نود سال و چار * روان گشت بر عزم دار القرار 290 ز شهرِ مدينه به جنّت كشيد * در آن خوب آرامگاه آرميد « 1 » سپردند اندر بقيعش به خاك * تنِ پاك شد در دلِ خاكِ پاك بود چارمين از دوازده امام * چل و هشت بُد سالِ عمرش تمام پسر هشت بُد ، باقرش « 2 » مهترين * دوم زيد « 2 » كو جست در كوفه كين سديگر على افطس او را لقب * كه دارد كنون افطسى زو نسب 295 عبيد اللّه و عبد لاه و حسن * حسين و عمر بُد دگر پنج تن هميدون از او پنج دختر بزاد « 3 » * كه بر جملهشان آفرين ياد باد فتح خجند و اشناس و فرغانه « 4 » قتيبهء مسلم را قتيبه دگر سال از مرو باز * سوى ماورا النّهر شد رزمساز ز خوارزم و مُلك بخارا سپاه * بخواند و زِ كفّار شد رزمخواه به اشناس و فرغانه « 5 » رفت و خجند * بَسى جنگ كرد آن يَل زورمند
--> - هرمزان . ولادت او به روز جمعه سال سى و هشتم هجرى و از بسيارى عبادت لقب زين العابدين ، سجاد ، سيد الساجدين دادند و هم براى اثرها و پينهها كه از كثرت سجود بر پيشانى و ديگر مساجد داشت ذو الثفنات خواندند . مردم مدينه در ( وقعة الحره ) تمناى بيعت او كردند و او اجابت نفرمود . در سال نود و چهار درگذشت . بعضى رحلت او را در نود و دو و برخى نود و نه گفتهاند . ( لغتنامه دهخدا ) ( 1 ) ( ب 290 ) . در تاريخ گزيده 202 آمده است : شيعه گويند به فرمان وليد بن عبد الملك او را زهر دادند . ( 2 ) ( ب 293 ) . در اصل : بد با فرش . مصراع دوم : زيد ، ( زيد از علماى اهل بيت بود كه با هشام بن عبد الملك ، اختلاف پيدا كرد و در كوفه قيام نمود ، همراهانش او را در جنگ واگذاشتند و او گرفتار و كشته شد . فرقهء زيديه ، طرفداران همين زيد بن على بن حسين هستند » . تاريخ گزيده 202 . تاريخ يعقوبى 2 / 267 فرزندانش را به شرح ذيل آورده است . ابو جعفر محمد ، حسين ، عبد اللّه كه مادرشان امّ عبد اللّه دختر حسن بن على است ، على ، حسن ، حسين اصغر و سليمان كه در كودكى مُرد و زيد . ( 3 ) ( ب 296 ) . خديجه ، امّ موسى ، امّ الحسن ، امّ كلثوم ، مليكه . ( 4 ) عنوان . در اصل : فتح حندواساس و فرعانه . ( 5 ) ( ب 299 ) . در اصل : اساس ؟ ؟ ؟ و فرعانه .