حمد الله مستوفى قزوينى
402
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
حرب عماره « 1 » با ابن اشعث در فارس و كرمان سرِ خوزيان رفت از آوردگاه * فرستاد حجّاج در پى سپاه سپهدارشان بود عمّاره نام * ز مسكن به خوزى كشيد او زمام به نزديكى شهرِ شوش « 2 » از دو رو * زِ هم هردو گشتند پيكارجو 1125 از آن پس كه بر كم شدند از دو سو * از او نيز شد اشعثى راهجو سوىِ فارس رفتند آن مردمان * بدانديش اندر عقبشان دمان در او نيز كردند بسيار جنگ * دلِ اشعثى شد ز پيكار تنگ به كرمان نهادند ناچار رو * كه راه سَجستان « 3 » سپارند ازو سرِ راه بگرفت عمّاره زود * به پيكارِ دشمن دليرى نمود 1130 شدند ياورِ اشعثى قومِ كُرد * كز آن تنگنا ره به كرمان « 4 » سپرد وز آنجا روان شد سوىِ سيستان * كه بُد دار ملكش به پيشين زمان درو نايبش عامرى « 5 » مير بود * ندادش درو رَه نبرد آزمود نبود اشعثى مردِ « 6 » او آن زمان * به بُست آمد از بيمِ آن بدگُمان ز رتبيل ياور در اين كار خواست * سپاهى گران كرد رتبيل راست 1135 به يارىِ او آن جهانجو سپاه * ز كاول به زاول روان شد به راه از آن پيش كآيند ايشان بَرش * سيه خواست شد از عدو اخترش به بست اندرون پيشوا بُد عياض « 7 » * « جهانى دَهم » گفت : « از اين بد خلاص » ببُرد اشعثى را به مهمانِ خود * به بندش درآورد از خوى بَد
--> ( 1 ) عنوان . : عمارة بن تميم اللخمى . ( 2 ) ( ب 1124 ) . در اصل : شهر سوس . ( 3 ) ( ب 1128 ) . در اصل : راه سحسان . ( 4 ) ( ب 1130 ) . در اصل : كران ؟ ؟ ؟ بكرمان . ( 5 ) ( ب 1132 ) . : عبد اللّه بن عامر بعار . ( 6 ) ( ب 1133 ) . منظور « عبد الرحمان بن محمد بن اشعث » . ( 7 ) ( ب 1137 ) . در اصل : بيشوا بد عياص . منظور عياض بن هميان بن هشام السدوسى است .