حمد الله مستوفى قزوينى
367
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
چنين پاسخ آوردش آن نامور : * « كما بيش ده سال باشد مگر كه ديدم بَر اين كوشك كافگنده باد * نشسته عبيد اللّه ابن زياد 445 سَرِ فرّخِ نامدارِ حسين * نهاده بَرش چوب زد همچنين سرِ او به نزديك مختار باز * بديدم كه هم اينچنين داد ساز ( 334 ) سرِ گُرد مختار را بعد از آن * به نزديك مصعب بديدم همان سرِ مصعب اكنون به نزديك تُست * چه بايد دِگر از مَنت پند جُست به دَه روزه دولت شدى شادمان * فراموش كردى گذشته زمان 450 ز آينده ايمن شُدهستى چنان * كه گويى نخواهد رسيدت زيان « 1 » » بَر اين گريهاى كرد آن پيشوا * چنين داد پاسخ از آن پس وِرا مهى گرچه جاويد نبود و ليك * همى برنيايد به گيتى شريك بفرمود كندن پس آن كوشك پاك * چنين تا كه شد راست با روى خاك چو در كوفه چل روز بودش مُقام * از آن پس روان شد بر آهنگِ شام 455 به نامى برادر سپُرد آن ديار * كه بُد بشر مروان ورا اشتهار حرب ازارقه « 2 » با عبد العزيز مروانى به هركشورى بشر نامآورى * فرستاد با جنگجو لشكرى برادرش عبد العزيز آن زمان * سوى فارس شد با سپاهى دمان برادرش ديگر محمّد به نام * ز مُلك ديار بكر شد شادكام چو عبد العزيز و جهانجو سپاه * سوى فارس رفتند پويان به راه 460 در ارجان « 3 » ازارق از ايشان نبرد * بجستند و كردندشان روى زرد شكسته شدند قومِ مروانيان * اسيران گرفتندشان بىكران از آن جمله بودى زنِ پيشوا * كه همتا نبودى به خوبى وِرا
--> - گزيده 272 آمده است : جامى هم اين حكايت را به نظم آورده و مطلع آن اين است : نادره پيرى ز عرب هوشمند * گفت به عبد الملك از روى پند ( 1 ) ( ب 450 ) . به نظر مىرسد « رسيدت زمان » بهتر است . ( 2 ) عنوان . در اصل : حرب ارازقه . و در بقيه ابيات هم ، ارازقه و ارازق آمده است . ( 3 ) ( ب 460 ) . در اصل : در ارغان .