حمد الله مستوفى قزوينى
329
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
به نفطِ سپيد آتش اندر زدند * ز مكّى بدان جنگ جويان شدند ز يك روى آتش ز يك روى سنگ * روان بود در شهر از آن دشت جنگ از آن گشت ديوارِ مسجد خراب * بسوزيد بر كعبه جامه به تاب برهنه شد از جامه كعبه تمام * بَر اين ويله كردند گُردانِ شام 510 كه : « برديم از ابرهه دست از اين * كه از كعبه جويند جنگ اينچنين ؟ ! » همان آتش از حُكم يزدان چو باد * در آن مردم منجنيقى فتاد نشايست كُشتن شدند سوخته * وز اين كارِ دين گشت افروخته همان روز كين حالت آمد پديد * خبر آمد از كارِ مرگ يزيد نخستين خبر شد به مكّه از اين * فرستاد مكّى به پيشِ حصين « 1 » 515 كه : « آن كس كه از بَهر او اين نبرد * ز ما جويى او شد به دوزخ چو گَرد تو از ما چه جويى كنون كارزار * به نيكى گراى از بَدى شرم دار كه يا بى مكافات نيكى زِ ما * به ديگر سَرا مغفرت از خدا » نمىكرد باور حصين اين سخن * پياپى خبر يافت ز آن انجمن از آن روشنش گشت مرگِ يزيد * به كارِ مهى راهِ دانش گزيد 520 فرستاد نزديكِ ابن زبير * كه : « چون شاهِ ما از جهان گشت سير كسى نيست او را كه بر جاى او * تواند ز دولت شدن مُلكجو بيا تا ترا شهريارى دهيم * بر اسلاميان كامكارى دهيم » گمان برد عبد اللّه آن مكر و بند * فريب است از وى نبودش پسند نپذرفت و او شد روانه به راه * زِ مكّه سوى شام برد آن سپاه 525 به مكّه در عبد اللّه ابن زبير * پس از جنگ كوشيد در كارِ خير عمارت كردن عبد اللّه زبير مسجد حرم و خانهء كعبه [ را ] چو بُد گشته مسجد ز كوشش خراب * به كعبه خرابى رسيده زِ تاب به كارِ عمارت شتابنده گشت * كه امواتِ مسجد همه زنده گشت از آن پس به خشنودى مكّيان * به كعبه درون دست كرد آن زمان
--> ( 1 ) ( ب 514 ) . : حصين بن نمير .