حمد الله مستوفى قزوينى
330
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
فزونتر از « 1 » آن كرد بود از نخست * در و بام و ديوار كردش دُرست 530 خرابى شد آباد و كعبه دو در * درآورد در اندرونش حجر چنين گفت : « فرمود سيّد چنان * حجر هست از كعبه ، زيبد در آن « 2 » » چو در مسجد و كعبه هرچيز بود * خرابى به آبادى آورد زود نماند از خرابىِ شامى اثر * به اندك زمانى در آن بوموبر زِ مختار هرچيز پذرفته بود * نكرد و بَر او سرگرانى نمود 535 كه آل على را از او دوستتر * به دل داشتى ، او بپيچيد سر از آن شهر مختار دورى گزيد * ز نزديك او سوى كوفه كشيد وفات يزيد بن معاويه وز آنروى در شام بر پيشوا * جهان كرد سازِ بقا بينوا به رنجى گرفتار كردش كز آن * كه روى رهايى نبودش در آن در آن رنج آمد زمانش به سر * زِ گيتى گذر كرد آن خيرهسر 540 دَه و چار بود از ربيعِ نخست * كه در دوزخ از فعل بَد جاى جُست ز هجرت شده سال بر شصت و چار * به نزديك حمص از جهان رفت خوار « 3 » ( 321 ) ببردند سوى دمشقش ز راه * به خاكش سپردند آن جايگاه سى و نه بُدش عُمر آن روزگار * سه سال و فزون هشت [ مَه ] شهريار « 4 »
--> ( 1 ) ( ب 529 ) . در اصل : فرونتر از . ( 2 ) ( ب 531 ) . در اصل : زيبد جنان . حمد اللّه مستوفى در نزهت القلوب ص 6 آورده است : عبد اللّه بن زبير ( رض ) چون بنى اميّه ديوار كعبه را به سنگ منجنيق خراب كرده بودند ، او آن را عمارت كرد و خانه را بزرگتر و دو در گردانيد و حجر الاسود در اندرون خانهء كعبه در ديوار نشاند و گفت كه چون رسول ( ص ) فرمود كه حجر الاسود از خانهء كعبه است بايد كه در اندرون كعبه باشد . بعد از او حجّاج بن يوسف ثقفى وضع عمارت او باطل كرد و حجر الاسود را بيرون آورد . ( 3 ) ( ب 541 ) . در يكى از دهكدههاى حمص به نام ، حوارين مرد . ( 4 ) ( ب 543 ) . در اصل : هشت شهريار . به قولى در سى و هشت سالگى مرد ، امّا هشام بن محمّد كلبى گويد : چهارده روز رفته از ربيع الاول سال شصت و سوم در سى و پنج سالگى درگذشت . ( طبرى 7 / 3121 ) و مدت زمامدارى او را سه سال و شش ماه ، سه سال و هشت ماه و هشت روز كم ، و دو سال و هشت ماه نيز آوردهاند . تاريخ گزيده سه سال و دو ماه آورده است .