حمد الله مستوفى قزوينى

327

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

برون آمد و همچو غرّنده شير * به هم بر برآويخت هردو دلير ولى گشت مُسلم بر او پادشا * به نيزه تبه كرد ناگه ورا 475 بنيرو شدند شاميان زين سبب * نمودند مردى به گاهِ شغب تبه گشت عبد اللّه حنظله « 1 » * سپه رزمگه كرد يكسر يله مدينى سپه منهزم شد به جنگ * نماند ايچ با آن سَران آب و رنگ به شهر و به كوه و به بيراه و راه * ز بيمِ روان بُرد هريك پناه به شهر مدينه شدند شاميان * در او هركسى كرد چندى زيان 480 بكُشتند اكثر صحابه به جنگ * بر اسلاميان شد جهان تار و تنگ كسى ماند زنده به جان ز آن مهان * كه در كوهها بود گشته نهان در آن شهر شامى سپه روز و شب * همىكردى از كينه شور و شغب به قتل و به غارت برآورده دست * از ايشان شد آن شهر فرخنده پست « 2 » به پيروزى آنگاه پيشِ يزيد * به زودى فرستاد مُسلم بَريد 485 فرستاد پاسخ يزيد اين‌چنين * كه : « از مكّيان جوى پيكار و كين بر ابن زبيرى « 3 » در آن جايگاه * جهان كن ز مردى به زودى سياه كه جز او نماندم دگر بدگمان * نبايد در اين كار بردن زمان » چو پاسخ بَرِ مسلم آمد ز راه * زِ رنج گران بود حالش تباه به كوشش روان گشت با رنجِ تن * و ليكن نبودش مجال شدن حرب سپاه يزيد با عبد اللّه زبير و مكّيان 490 بفرمود تا شد حصين نمير * به حكمش بر آن لشكر گشن مير

--> ( 1 ) ( ب 476 ) . در اصل : عبد اللّه حنطله . ( 2 ) ( ب 483 - 480 ) . در اين جنگ ، بيشتر صحابه شهيد شدند و بعضى به غارها و بيغوله‌ها گريختند ، اين واقعه در تاريخ اسلام به نام « وقعة الحرة » موسوم است و بر اثر خونريزى و قساوت فراوان ، مسلم بن عقبه سردار يزيد را « مسرف » لقب دادند . مىگويند پس از اين واقعه بيش از هزار دختر باكره ، فرزند آوردند كه پدرشان معلوم نبود . ( تاريخ گزيده 266 ) ( 3 ) ( ب 486 ) . عبد اللّه بن زبير .