حمد الله مستوفى قزوينى

326

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

450 بنى امّيّه را در آن سربه‌سر * گرفتند و بستند بر يكدگر به زندان فگندند ، ليكن زيان * نكردند بر كس از ايشان به جان « 1 » چو آگاه شد زين حكايت يزيد * به خود بر از اين گيتى آشفته ديد به نعمان بشير « 2 » انصاريان * بفرمود تا در نصيحت ميان ببندد شود سوىِ آن بوم‌وبر * به گفتار گردد در او چاره‌گر 455 مگر آوردشان از اين بازِ راه * نبايد از ايشان شدن رزمخواه بشد مرد و اندر نصيحت زبان * گشاد و سخن گفت چندى در آن به گفتن نپذرفت از او پند كس * از آنجا به ناچار شد باز پس يزيد ، مسلم عقبه « 3 » را با سپاه * فرستاد از شام از آن جايگاه كه از صلح گويد در اوّل سَخُن * اگر نشنوند افگند جنگ بُن 460 بشد مُسلم و شهريان را ز راه * به فرمانبرى خواند آن رزمخواه نپذرفت كس هيچ گفتارِ او * وز اين شد مدينى از او جنگجو هرآن كو توانست شد رزمخواه * به پيكار شامى سپه شد به راه به پيش اندرون فضل عبّاسِ « 4 » شير * دگر هركه بُد نامدار و دلير شتابان از آن شهر اين مردمان * برفتند بر جنگِ شامى دمان 465 فرود آمده بود شامى سپاه * به خيمه درون مسلمِ رزمخواه چنان حمله كردند بر شاميان * كه جُستى كنارى عدو از ميان سپاهِ مدينى چنان رزمخواه * برِ خيمهء مسلم آمد ز راه زِ اتباع مُسلم غلامى دلير * برِ فَضل عبّاس آمد چو شير چو پوشش نكو داشت آن شيرمرد * به مسلم شمردش عدو در نبرد 470 بكوشيد تا كرد او را تباه * برآورد فرياد در رزمگاه كه بر مسلم از من سرآمد زمان * سرآرم زمان بر سپاهش همان « 5 » ز خيمه به دو گفت مسلم كه من * به جايم ز بَهر تو دوزد كفن

--> ( 1 ) ( ب 451 ) . در اصل : ارشان ؟ ؟ ؟ نحان . ( 2 ) ( ب 453 ) . در اصل : نعمان بن يسر . ( 3 ) ( ب 458 ) . در اصل : فرستاذ ار شام . مسلم بن عقبة المرى . ( 4 ) ( ب 463 ) . در اصل : فصل عباس . : فضل بن عباس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب . ( 5 ) ( ب 471 ) . در اصل : بر سباهش ممان .