حمد الله مستوفى قزوينى

350

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

در اينم ز انصاف پاسخ دهيد * براين كار بنياد فرّخ نهيد چه بهتر از اين‌تان چو زين جايگاه * سوى خانه هركس سپاريد « 1 » راه شما گشته همراه با مُصطفى * دگر مردمان همره چارپا دگر آن‌كه آن قوم در دين هنوز * ز صدق روان نيستند دين‌فروز 7460 بدان مالشان مىكنم دلخوشى * كه بر دين نهند دل ازاين نيكوى شماييد صادق در اسلام پاك * بدين نامتان خواند يزدان پاك ازاين به چه خواهيد چيزى دگر * كه من با شما باشم و دادگر به يزدان اگر اهل عالم تمام * به يك سو روند مرد و زن خاص و عام به ديگر كران قوم انصاريان * به انصار ميلم بود زآن ميان » 7465 نبى چون ازاين در سخن ياد كرد * دل قوم انصار ازاين شاد كرد خروشى برآمد ز انصاريان * به آواز گفتند يكسر چنان كه : « ما را سر و مال و فرزند و زن * فداىِ تو بادا به هر انجمن كه‌ايم و چه‌ايم اى رسُول خدا * كه بايد چنين گفت با ما ترا ؟ » پيمبر برايشان و بر نسلشان * دعا كرد از اين دين و بر اصلشان 7470 از آن پس به مكّه روان شد به راه * در آن شهر رفت اين دلاور سپاه نشست اندراو مصطفى چند روز * ز دولت شده كارِ دين دلفروز در او قصر « 2 » كردى پيمبر نماز * به رسم سفر جمع مىداد ساز در آن شهر عتّاب ابن أَسيد * به فرمان سيّد خلافت گزيد معاذ « 3 » جبل را به نزديك او * رها كرد و شد مصطفى راهجو 7475 معاذ جبل اندرآن جايگاه * نمودى همى راه دين إله ( 158 ) اسلام عدىّ بن حاتم و قوم طىّ به پيكار اعراب صحرانشين * كه كسشان نبودند پذرفته دين

--> ( 1 ) ( ب 7457 ) . در اصل : سبارند . ( 2 ) ( ب 7472 ) . نماز قصر : نماز واجب كه مكلّف به سبب مسافرت بايد شكسته و كوتاه خواند ؛ صلاة مسافر ، نماز كوتاه ، نماز سفر ، صلاة القصر . ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 3 ) ( ب 7474 ) . در اصل : معاد ؛ كذا ، ب 7475 .