حمد الله مستوفى قزوينى
317
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
فتح مكّه در رمضان سنهء ثمان هجرى به نزديك مكّه به دشت و به كوه * مُقام عرب بُد گُروها گُروه از ايشان خزاعى « 1 » و بكرى بهم * همى جنگ جُستندى از بيش و كم خزاعى « 1 » بدى دوست با هاشمى * به زنهارشان بودى اندر زمى 6715 بنى بكر با قوم مخزوميان « 2 » * بُدند دوست اندر زمانه عيان خزانه « 3 » و بكرى در اين روزگار * ز هم جنگجو گشت در كارزار فرستاد بكرى به مخزوميان « 4 » * از ايشان طلب كرد يارى در آن قريشى چو بُد عهد كرده چنين * ز همعهد سيّد نجويند كين نيارست رفت آشكارا به جنگ * هم از مهر بكرى نبودش درنگ 6720 به شب رفت پنهان به ياريگرى * هر آنكس كه بود از دَرِ مهترى چو صفوانِ امّيّه و عِكرَمه « 5 » * سهيل و دگر سروران رمه كسى كو نرفت اسپ و آلات جنگ * فرستاد نزديكشان بىدرنگ به ياريّشان از خزاعى سپاه * بسى كرد بكرى به كوشش تباه گريزان خزاعى از آن مردمان * سوى شهر مكّه شدند آن زمان 6725 بُدَيْل ابن وَرْقا به زنهارشان * درآورد و بودى نگهدارشان فرستاد يزدان به سيّد خبر * از اين داستان آگهى دربهدر به دو گفت : « بر عزم مكّه سپاه * روان كن بتندى و تيزى به راه كه خواهم بر ايشانت دادن ظفر * درآيد به حكم تو آن بوموبر » ز قوم خزاعى « 6 » پيام آن زمان * بيامد ز كردار آن دشمنان 6730 كه : « جستند از ما قريشى نبرد * در اين كار عهد شما خوار كرد
--> ( 1 ) ( ب 6713 ) . در اصل : خراعى ؛ هكذا ، ب 6714 . ( 2 ) ( ب 6715 ) . در اصل : مخروميان . ( 3 ) ( ب 6716 ) . در اصل : حزاعى . ( 4 ) ( ب 6717 ) . در اصل : محزوميان . ( 5 ) ( ب 6721 ) . عكرمة بن أبى جهل ؛ سهيل بن عمرو . ( 6 ) ( ب 6729 ) . در اصل : خراعى .