حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 19

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

چنانچه نخستين كار ادبى اين مؤلّف و محقّق نامدار را « تصحيح انتقادى متن شاهنامه » بپنداريم و آن را ، به گفتهء خودش ، پيش‌زمينه‌اى از براى خلق منظومهء حجيم ظفرنامه فرض كنيم ، لازم است كه در سرآغاز سخن مختصرى از « ظفرنامه » و نحوهء صورتپذيرى آن بگوييم و سپس به اشارات او در اين باب از كتابهاى ديگرش بپردازيم . منظومهء ظفرنامه ، به لحاظ آغاز تأليف آن ( حوالى سال 720 هجرى ) نخستين اثر حمد اللّه مستوفى و به لحاظ پايان گرفتن آن ( سال 735 هجرى ) دومين كتاب او به شمار مىآيد . وى كار سرودن ظفرنامه را در چهل سالگى آغاز كرده و پانزده سال از عمر خود را مصروف آن داشته است . وى نحوهء شكل‌گيرى فكر خود در باب سرودن اين منظومه و نيز شيوهء معمول و مختار كار خود را در اثر ديگرش تاريخ گزيده اين‌چنين تبيين مىكند : « امّا بعد ، چنين گويد مقرّر اين كلمات ، بندهء حقير حمد بن ابى بكر بن حمد بن نصر مستوفى قزوينى ، اصلح اللّه باله و احسن اللّه حاله ، كه چون واجب الوجود ، تعالى و تقدّس ، بر مقتضاى « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ » ، اين بنده را از صورت صبى به سنّ تميز رسانيد . . . اين بندهء دولتخواه نيز در زواياى آن مجالس و محالّ مباحث مستفيد مىشد و اين معنى محرض مطالعه و مراجعه با كتب تواريخ مىگشت . . . هرچند شغل اين بنده آن فنّ نبوده و اسلاف و اقرباى او به صناعت تحرير و سياقت موسوم گشته ، امّا در خاطر مىگذشت كه اگر فحاوى و مضامين علم تاريخ را بر شكل و شيوهء منها و من ذلك محرّر گرداند و مفصّل آن را كه به حسب ادوار روزگار و تعاقب ليل و نهار ، نامتناهى شده مجملا در سلك سياقت منتظم كند ، جامع مفردات توجيهات اين فنّ گردد و وضعى بر اصل باشد كه در هيچ دفعه ، انگشت عيب بر حرف نتوان نهاد و به افهام نزديكتر باشد و چون بواجبى قانون اشارات آن را رعايت رود ، رغبت مردم بدان بيشتر گردد و ليكن شروع در آن موقوف بود بر خاطر وقّاد و ذهن نقّاد و رفاهت بال و فراغت حال . . . و چون احيانا شعرى شكسته بسته اتفّاق مىافتاد ، در اين علم هوس نظمى مىبود كه از اوّل عهد مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، تا اين زمان مبارك تاريخى منظوم گرداند و از آن پنجاه و چند هزار بيت گفته شد . اگر توفيق رفيق گردد ، به هفتاد و پنج هزار خواهد رسانيد . . . امّا چون آن منظوم ، هنوز از صورت سواد به كسوت بياض منتقل نگشته ، عجالة الوقت را موجزى منثور كه بالحقيقة مجمل اين فنّ است ، ترتيب داده ، مطرّز گردانيدم به اسم . . . » « 1 » .

--> ( 1 ) . تاريخ گزيده ، مصحّح دكتر عبد الحسين نوائى ، صفحات 2 تا 4 .