حمد الله مستوفى قزوينى
42
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
ز مردان نبُد در جهان هيچكس * كه چون يافت بر كارِ دين دسترس چو كردند عرضه بر او كارِ دين * تفكّر نكردى زمانى در اين 765 مگر اين سرافراز و اين يارِ غار * كه بىفكر اسلام كرد اختيار چو بو بكر ديندار شد ، مصطفى * بر او كرد از شادمانى دُعا به دينِ كسى ديگر اندر جهان * نبودش چنان خُرّمى در نهان كه او را ز هرگونهاى بَهرْ بود * همان ركنِ اعظم در آن شهر بود ( 26 ) بزرگ بنى تَيْم « 1 » بود آن زمان * قبأيل بسى خويش و دوستش همان 770 فراوان تَبَع داشت آن نامدار * دو بهره بر او داشت مكّه مدار چو بو بكر شد يارِ سيّد در اين * نهان داشتندى همى كارِ دين ابو بكر با دوستان زين سَخُن * نهانى به تدبير افگند بُن به لطف و به شيرين حكايت بسى * سخن گفتى از دين بَرِ هركسى كسى را كه محرم شمردى در اين * بگفتى به نزديكِ او كارِ دين 775 به يك هفته پنج تن به گفتارِ او * به پيش پيمبر نهادند رُو اسلام امير المؤمنين عثمان و تتمّهء سبعة المتقدّمين دؤم روز عثمان عفّان برفت * ز تخم اميّه ، خراميد تفت پذيرفت ايمان و اسلام يافت * به دينِ خدا و محمّد شتافت سيم روز طلحه پذيرفت دين * كه بو بكر بوديش عمِّ مهين چهارم بيامد زبيرِ عوام * ز قومِ اسد ، يافت ز اسلام كام 780 خديجه بُدى عمّهء آن پسر * بر او داشت شفقت خديوِ بشر همان سعد وقّاص پذرفت دين * كه بود از بنى زهره او كهترين « 2 » بُد او پورِ عمزادِ مامِ رسول * بيامد ، از او كرد دينش قبول به پنجم بشد عبدِ رحمن به پيش * ز قوم بنى زهره ، پذرفت كيش ششم روز شد پور جرّاح پيش * گزين بو عبيده پذيرفت كيش
--> ( 1 ) ( ب 769 ) . در اصل : بنى بيم . ( 2 ) ( ب 781 ) . در اصل : كمترين .