حمد الله مستوفى قزوينى

11

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

60 كه بُد خانهء ابن يوسف به نام * كنون داخل مسجد است آن مَقام دهم برج طالع شده ز آسمان * دو ده گشته طالع دَرَجهاى آن به عقرب درون علويين مقترن * سئم خانه را كرده هر دو وطن ز برجِ حمل جرم بهرام روى * نموده چو آن خانه بُد ز آنِ اوى خور از بهرِ بهرام جُسته مكان * به حدِّ شرف آمده آن زمان 65 به حوت اندرون زهره اندر شرف * به طالع رسانيده خطّ زآن طرف عطارد به ماهى درون سست حال * به رجعت درون با هبوط و و بال خداوند بيت شبستانش ماه * ز برج وتد كرده ميزان نگاه به جوزا به حدِّ شرف رفته راس « 1 » * ذنب با عدويش ز نكبت مماس سهام و ثوابت به خوبى نظر * برافگنده بر طالعش سربه‌سر 70 به صورت نبى آمد اندر وجود * به معنى برش برد اشيا سجود هميدون به تاريخ اسكندرى * به هنگام مولودِ پيغمبرى چو هفتاد و دو شد ز هشتصد فزون * گُل دولت آمد ز غنچه برون به نيسان فرّخ به روز نخست * از او كار دنيّى و دين شد درست مه پارسى هفدهم بود دى * كه گيتى مشرّف شد از فرِّ وى 75 ز فرِّ قدومش زمين و زمان * بسى گشت خوشتر ز خلد و جنان حسد برد بر مكّه اشيا تمام * كه زاد اندر او پيشواىِ انام تواريخ مولودش ار اندكى * تفاوت كند از يكى تا يكى به من برمگيريد خرده ازين * كه نقل از بزرگان رسيدم چنين ذكر مبشّرات « 2 » به وقت ولادت رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم وجودش چو آمد به روىِ زمين * بر او خواند دولت به داد آفرين

--> ( 1 ) ( ب 68 ) . راس - رأس . ( 2 ) عنوان . مبشّرات ( به ضم اوّل و فتح ثانى و كسر و تشديد ثالث ) : معجزات رسول ( ص ) پيش از نبوّت . مقابل معجزات بيّنات : « مبشّرات آنست كه پيش از ظهور خورشيد رسالت او ( حضرت رسول ص ) ظاهر شده است » . ( جوامع الحكايات ) ( به نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) .