شرف الدين على يزدى

1062

ظفرنامه ( فارسى )

در آن مدت ديوان‌خانه‌اى جهت نزول آن حضرت بنا كرده ، به اتمام پيوست و شاهزادگان و امرا و اركان دولت نيز از براى خود خانه‌ها پرداختند . [ بيت ] به يك دو هفته كه اردو مقيم گشت آنجا * شد آن مقام چو شهرى پر از مقام و بنا بعد از آن امرا برحسب تدبير خويش مصلحتى انديشيدند و به عزّ همايون رسانيدند كه : « لشكر منصور قريب دو سال است كه در سفرند و پيوسته تا غايت « 1 » راه پيموده‌اند ، يا در مقابل مخالفان در حرب و ضرب بوده‌اند ، و دشمنان با سپاه بسيار و اسبان آسوده در خانه‌هاى خود نشسته‌اند . اگر رأى اعلى « 2 » صواب داند از اينجا به ساحل درياى طرابلس كشيم و اين زمستان لشكريان در آنجا استراحت نمايند و چهارپايان بياسايند و اول بهار از سر قوّت و اقتدار روى توجه به قلع و قمع دشمنان آوريم « 3 » » . نقد اين تدبير هرچند در نظر صيرفى خرد كه ناقدى است بصير ، سره مىنمود « 4 » ، بر محك ضمير منير الهام‌پذير صاحب‌قران جهانگير تمام عيار نبود ، و بدان التفات ننمود . [ نظم ] شه شيردل خسرو پيل‌تن * در آن داورى گفت با خويشتن صواب آنچنان شد كه آرم شتاب * كه آزرم دشمن نباشد صواب و از عزايم خسروانه رايت فيروزى نشانه روانهء صوب حمص گشت و يكى از امراى بزرگ به رسم قراولى پيشتر به شهر رسيد و از خيرانديشى و نيكخواهى خلايق مضمون ( إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ) « 5 » به ادا رسانيد و اهالى آنجا را از وخامت عاقبت بترسانيد ؛ و چون هواى آن ديار از غبار موكب گردون اقتدار مشكبار شد ، اصول و اعيان حمص كمر مطاوعت و بندگى بسته با پيشكش و نثار بيرون آمدند ، به درگاه عالم‌پناه شتافتند و مراسم خاك‌بوسى به تقديم رسانيدند ، لاجرم آفتاب

--> ( 1 ) . ع : و تا غايت راه پيوسته . ( 2 ) . ع : عالى . ( 3 ) . ع : آريم . ( 4 ) . ع : + اما . ( 5 ) . نوح / 2 .