شرف الدين على يزدى

1061

ظفرنامه ( فارسى )

والى سيستان بود - و موسى توىبوغا و سلطان محمود پسر بيان‌تمور آق‌بوغا و سلطان ملك و مراد قوچين و پاينده چوره « 1 » و شيخ عمر تواچى را به ضبط و محافظت قلعه نامزد فرمود و بعد از پانزده روز توقف در آنجا ، روى عزم خسروانه به تسخير ديگر بلاد شام آورد - و من اللّه العون و التأييد انّه ولىّ حميد . گفتار در تسخير شهر و قلعهء حما 289 و ذكر فتح حمص حضرت صاحب‌قران در آن اوان كه اردوى كيهان‌پوى به ظاهر حلب نشسته بود اميرزاده پير محمد عمر شيخ و اميرزاده ابا بكر و امير سليمان شاه و امير سونجك و ديگر امرا را به رسم منقلاى به ايلغار به جانب حما فرستاد و ايشان چون به آنجا رسيدند حصار شهر به نيروى دولت قاهره بگشادند ، اما فتح قلعهء اندرون شهر به واسطهء آنكه بغايت حصين و مستحكم « 2 » بود در توقف افتاد و چون رأى كشورگشاى عالم‌آراى از اتمام قضيهء حلب برحسب دلخواه دولتخواهان فراغ يافت ، رايت فتح آيت در ظلّ حمايت تأييد الهى به صوب حما روان شد ، و در اثناى راه سه چهار قلعه كه در آن حوالى و نواحى بود ، به صدمهء جلادت عساكر گردون مآثر مجموع مسخّر گشت . و چون چتر فرقدفرساى ، سايهء وصول بر آن ديار انداخت و اهل قلعهء حما از بالاى حصار ، شكوه شوكت و كثرت معسكر ظفرپناه از دور مشاهده كردند ، به غير از اطاعت و انقياد چاره‌اى نديدند و از سر ضرورت هرچه دست مكنت ايشان بدان مىرسيد از پيشكش و تبرّكات برداشتند و به پاى ضراعت و خضوع از قلعه بيرون آمده ، پناه به شاهزادگان و امرا - كه پيشتر آمده بودند - بردند و ايشان را شفيع ساخته امان خواستند . مراحم پادشاهانه از خون ايشان درگذشت و مجموع غنايم و فتوحات آن ديار به شاهزادگان و امرا - كه ذكر كرده شد « 3 » - ارزانى داشت و مدت بيست روز در آنجا توقف فرمود تا لشكر در عين رفاهيت به فراغت استراحت نمودند « 4 » و چهارپايان از تعب سير پياپى برآسودند و

--> ( 1 ) . ع : چهره . ( 2 ) . م : محكم . ( 3 ) . ع : امراى مذكور . ( 4 ) . ع : نمود .