شرف الدين على يزدى
1043
ظفرنامه ( فارسى )
سخندان طوسى چه درخور نوشت * « درختى كه تلخ است او را سرشت » 284 به ياد آر آن گفتهها سربهسر * كه الحق در اينجا است چسبندهتر و چون شمامهء خبر جسارت فرج به مشام شعور و وقوف حضرت صاحبقران رسيد ، مادهء خشمى كه به واسطهء امور مذكور در خاطر اشرف اعلاى آن حضرت بود ، سمت تزايد و تضاعف پذيرفت . و چون ايلدرم بايزيد باوجود اظهار شجاعت و جلادت و وعيد و تهديد كه پيشتر از اين به زبان پيغام بازنموده بود ، اصلا در معرض نيامد ، و در اين مدت كه عساكرگردون مآثر به تسخير و تخريب سيواس و ملطيه تا كاخته و فتح آن نواحى و اطراف كه مجموع داخل مملكت او شده بود ، مشغول بودند و دم دركشيد و به هيچ نوع متعرض نشد ، و جنبشى نكرد ، اول عنان عزيمت سعادت انجام به صوب بلاد و امصار مصر و شام معطوف گشت ، « و لا مرد لقضاء اللّه تعالى » . گفتار در توجه حضرت صاحبقران گردون غلام به صوب ممالك مصر و شام از ظرايف لطايفى كه مضمون عبارت ميمون اشارت « اعملوا فكّل ميسّر لما خلق له » 283 - على قائلها أفضل الصلوات و أكمل التحيات - منطوى است بر آن ، اين است كه هركه از براى شغلى عظيم و امرى جسيم مخلوق شده باشد ، آن كار در نظر همت او سهل نمايد و از دست مكنت و اقتدار او به آسانى برآيد و اگرچه عقول و اوهام ديگران آن را محال انگارد و از قبيل ممتنعات شمارد . و از اين است كه چون سابقهء عنايت ربانى حضرت صاحبقرانى را از براى جهانبانى و كشورستانى خلعت ايجاد ارزانى داشته بود ، آثارى كه در آن امور از دولت او به ظهور مىپيوست وراى طور انديشه و افكار اهل روزگار بود . و از آن جمله در اين هنگام كه فرمانده مصر و شام زلّات گذشتهء پدرش را ضميمهء « 1 » جريمهء ذميمهء خويش « 2 » ساخت و به توقيف و حبس ايلچى آن حضرت جرأت نمود و خبر آن جسارت خسارت مآل به مسامع جلال
--> ( 1 ) . ع : - ضميمه . ( 2 ) . ع : + ضميمه .