شرف الدين على يزدى

1044

ظفرنامه ( فارسى )

رسيد . نايرهء غضب پادشاهانه شعله زدن گرفت و عزيمت آن مملكت تصميم فرمود و امضاى آن عزم و اقدام نمودن بر آن نسبت با همم عالميان ، امرى بغايت خطير و هولناك بود . امراى نامدار و عظماى رفيع مقدار زانو زده عرضه داشتند : « كه در اين ايام يورش بزرگ هندوستان اتفاق افتاده و بعد از مراجعت ، بىمهلتى كه لشكر منصور در مواضع خويش استراحتى نمايند ، در ظل رايت فتح آيت ، متوجه ممالك ايران شدند ، و در غزوات گرجستان و تسخير بلاد و قلاع آن ولايات به كرّات تاخت‌هاى مردانه كردند و كوشش‌هاى عظيم نمودند ، و در عقب آن چون چتر فرق فرقدفرسا سايهء ابهّت و استعلا بر حدود روم انداخت ، از سيواس تا سرحد حلب به نيروى دولت قاهره گشادند و داد مردى و مردانگى دادند . در اين ولا روى توجه به ديار روم ، مصر و شام آوردن به غايت صعب و دشوار مىنمايد ، چه در آن ديار شهر و قصبه بسيار با حصارهاى رفيع و قلعه‌هاى منيع هست و كثرت لشكر و اجناد آن بلاد و بسيارى اسباب و تجملات ايشان شهرتى عظيم دارد و در خاطرها وقعى تمام ، اگر چنانچه رأى عقده‌گشاى اقتضا فرمايد ، سپاه ظفرپناه را اجازت شود تا به خانه‌هاى خود رفته ، چندگاهى بياسايند و بعد از آن يراقى تازه كرده با ترتيبى كه لايق چنان مملكتى باشد بيايند » . حضرت صاحب‌قرانى به تلقين الهامات آسمانى در جواب فرمود كه : « نصرت و ظفر عطيه‌اى است كه از فيض فضل پروردگار قرين روزگار گردد ، غلبهء لشكر و افزونى اسباب در آن باب مدخلى بيش از پيش ندارد و بارها ديده‌ايد و آزموده ، كه عنايت كردگار چه كارهاى دشوار بر آن آسان كرده است و چه دشمنان قوى را به دام تسلط و استيلاى ما درآورده . همت بلند مىبايد داشت و دل در خدا بسته ، صفحات جان و جنان را به نقوش يقين و اخلاص نگاشت ، تا عون و تأييد الهى مدد فرمايد و كارها برحسب دلخواه برآيد » . امرا مجموع لب به دعا و ثنا بگشادند و كمر بندگى بر ميان جان بسته ، دل بر يورش مصر و شام نهادند . حضرت صاحب‌قران گيتىستان سايهء التفات بر ترتيب لشكر انداخت و رايت عزايم خسروانه به اوج