شرف الدين على يزدى

1033

ظفرنامه ( فارسى )

( 803 ه . ق ) گفتار در توجه حضرت صاحب‌قران گيتىستان به صوب سيواس و تسخير آن چون ايلچيان از جانب روم معاودت كرده ، به درگاه عالم‌پناه آمدند و جواب دور از صواب ايلدرم « 1 » به عزّ عرض بندگان حضرت رسانيدند ، شعلهء خشم پادشاهانه برافروخت و قهرمان قهر ، رايت عزم بلاد روم برافراخت و چون حوالى آونيك معسكر ظفرپناه گشت ، امير اللّه‌داد - كه برحسب فرمان به آوردن اميرزاده پيرمحمد به شيراز رفته بود - برسيد و او را بند كرده بياورد . حكم لازم الامتثال نفاذ يافت كه در ديوان بزرگ ، اميرزادهء مشار اليه را يرغو پرسيده ، چوب ياساق زدند و بند برداشته بگذاشتند و از بدآموزانش شيخ‌زاده فريد و مبارك‌خواجه - كه بند كرده آورده بودند - به ياساق رسانيدند . و حضرت صاحب‌قران حضرات عاليات‌سراى ملك‌خانم و خان‌زاده و ديگر حرمان شاهزادگان با شاهزادهء جوان‌بخت الغ‌بيگ و ديگر درارى برج سلطنت و جهانبانى را در عهدهء ضبط و اهتمام اميرزاده عمر و برادر بزرگ امير اللّه‌داد - خداداد - و مولانا قطب الدين به جانب سلطانيه روان گردانيد و رايت فرخنده فال به سعادت و اقبال نهضت فرمود و در كنف حفظ ذو الجلال روان شد و در ظلّ آن رايت فتح آيت ، لشكرى گران - همه آراسته و مرتب

--> ( 1 ) . ع : + بايزيد .